
«کمال تبريزي» يک فيلمساز صاحب سبک است. با بررسي فيلم هايش - خصوصاً فيلم هاي متاخرش- نه مي توان مثل آنها که مولف مي ناميم شان، ردپاي مضامين يکسان را جست وجو کرد و نه اينکه راحت مي توان قلم قرمز معمولي بودن رويش کشيد. برخلاف آغازين روزهاي ورود اين کارگردان به عرصه سينما، که با «عبور» و «در مسلخ عشق» مي رفت تا خودش را به عنوان فيلمسازي جنگي به تثبيت برساند، خيلي زود تغيير رويه داد و «فيلمسازي» را در اولويت اول قرار داد.جديدترين ساخته اش «هميشه پاي يک زن در ميان است» بعد از يک دوره فعاليت در زمينه سينماي موسوم به معناگرا و ساخت سريال در تلويزيون حکم بازگشت تبريزي به سينماي دلخواهش «طنز» را دارد. فيلمنامه «هميشه پاي يک زن...» براساس چند داستان کوتاه از کتاب «غيرقابل چاپ» نوشته سيدمهدي شجاعي به نگارش درآمد و کار پيش توليد فيلم از اواسط دي ماه به تهيه کنندگي محسن علي اکبري در دفتر «هفت آسمان» شروع شد. مازيار ميري کارگردان «پاداش سکوت» به عنوان «مجري طرح» کمال تبريزي را همراهي کرد و مانفرد اسماعيلي مسووليت برنامه ريزي و دستيار اولي کارگردان را برعهده گرفت. فيلمبرداري از تاريخ 26 بهمن در تهران شروع شد و تا اين لحظه که گزارش را مي خوانيد هنوز ادامه دارد و احتمالاً طي چند روز آينده تمام خواهد شد. حبيب رضايي، گلشيفته فراهاني، مهران مديري و رضا کيانيان بازيگران نقش هاي اصلي فيلم هستند که به گفته کمال تبريزي هر يک از آنها متفاوت ترين نقش هاي دوران حرفه يي بازيگري شان را در اين فيلم ايفا کرده اند.
غروب روز جمعه 24 فروردين رستوران «کليد» در خيابان فرشته محل فيلمبرداري يکي ديگر از بخش هاي اين فيلم است. روزهاي آخر فيلمبرداري است و امروز ظاهراً قرار است يکي از سکانس هاي بامزه فيلم فيلمبرداري شود. از ميان بازيگران نقش هاي اصلي فقط حبيب رضايي حضور دارد و حسن معجوني، فرزانه ارسطو، هنگامه صالحي و چند هنرور زن در سنين مختلف بازيگران نقش هاي فرعي اين سکانس هستند. رستوران فضاي شيک و دلچسبي دارد. چيزي که بيشتر از همه نظر بيننده را به خود جلب مي کند ساعت هاي ديواري قديمي است که در اشکال و اندازه هاي مختلف و به تعداد زياد بر سرتاسر ديوار رستوران نصب شده اند.داستان کمال تبريزي در اين صحنه اينطور شروع مي شود؛ رستوراني مجلل - امير (حبيب رضايي) با سر و وضعي مرتب وارد مي شود و پشت ميزي مي نشيند.
مدتي گذشته است و مقابل امير چند نوع خوردني ديده مي شود. زن هايي وارد رستوران مي شوند ولي هيچ کدام به جز يکي دو نفر به او توجه نمي کنند. امير به همه زناني که به او توجه نشان نمي دهند، به شکلي علامت مي دهد. براي يکي سوت مي زند. براي ديگري دست تکان مي دهد. بالاي ميز يکي ديگر مي ايستد، ولي بي فايده است. هيچ کدام از آنها به علائم او واکنشي جدي نشان نمي دهند. پيشخدمت رستوران (فرزانه ارسطو) به امير که ايستاده و براي زني سر تکان مي دهد نزديک مي شود و او را به زور مي نشاند...اين شروع داستان کمال تبريزي است اما داستان من از جايي شروع مي شود که حسن معجوني در نقش افسر وارد رستوران مي شود و به امير (حبيب رضايي) تذکر مي دهد؛ بشين غذاتو بخور، ديگران چي کار مي کنند، دارند غذا مي خورند، نگاه کردن نداره، ناراحت مي شنا، نه؟
ظاهراً رفتار و حرکات ضايع امير مقابل زن ها آنها را عصباني کرده و پليس خبر کرده اند.
قيافه حبيب رضايي در آن صحنه يي که افسر بالاي ميزش مي آيد خيلي تماشايي است. او بدون اينکه يک کلمه حرف بزند فقط با طرز نگاه کردنش به حسن معجوني بيننده را مي خنداند. اين نوع بازي و اين نگاه هاج و واج حبيب رضايي همان کليد طلايي بود که در آن صحنه پيدايش کردم؛ اينکه يک نقش فکر شده و حضور يک کارگردان باهوش مي تواند از بازيگر آن خلاقيتي را بيرون بکشد که پيش از اين حتي تصورش را هم نمي کرديم. حبيب رضايي اصولاً بازيگر تلخي است. هم آن زمان که نقش يک جانباز را در سريال «خانه سبز» ايفا مي کرد و هم در مجموعه «خاک سرخ» و «آژانس شيشه يي» نقش هايي جدي داشت، او حتي در فيلم هاي «مرد عوضي» و «اينجا چراغي روشن است» هم بيشتر نقش آدم هاي ساده لوح را داشت تا اينکه کمدي باشد و حالا در اين فيلم به مدد حضور کارگردان فيلم هاي شاخصي چون «ليلي با من است» و «مارمولک» او تبديل به يک کمدين درست و حسابي شده که به طور حتم تماشاگران فيلم را غافلگير خواهد کرد.
بعد از اين پلان نوبت به يکي از صحنه هاي بامزه اين سکانس مي رسد که در آن زن جواني با سر و شکلي سانتي مانتال وارد رستوران مي شود و موقع رد شدن از کنار ميز حبيب رضايي کيف بزرگ و سنگينش به سر او برخورد مي کند و زن به حبيب رضايي که متعجب نگاهش مي کند با لحني خونسرد مي گويد؛ اًوا ببخشيد، طوري نشدين که؟ و رضايي با چهره يي هاج و واج مي گويد نه و مسير رفتن زن را دنبال مي کند. در پلان بعدي گارسون رستوران که زني با هيبتي مردانه است وارد مي شود و صورتحساب يا غذاي سفارشي مشتري ها را برايشان مي آورد. فرزانه ارسطو که نقش اين گارسون را برعهده دارد، مي گويد؛ من در هيئت گارسون رستوران در واقع عضو باند يک گروه سري از زناني هستم که از شوهرانشان جدا شده اند. گارسون به کنار ميز «امير شکوهي» مي رسد و صورتحساب او را روي ميزش مي گذارد. در همين حين صداي مهيب شکستن شيشه مي آيد و حبيب رضايي با واکنشي سريع سرش را به سمت صدا مي چرخاند، اين در حالي است که هيچ يک از مشتري هاي رستوران و حتي گارسون عکس العملي در مقابل اين صدا انجام نمي دهند و گارسون با خونسردي مي گويد؛ مهم نيست دو هوائه شده و همراه با گفتن اين جمله همان زن سانتي مانتال که «آنجلينا» صدايش مي زنند و موقع ورود با حبيب رضايي برخورد کرده بود، با عجله از کنار ميز او رد مي شود و دوباره کيفش محکم به سر مرد مي خورد. گارسون بدون توجه به اين قضيه مي گويد؛ اين صورتحساب خودتونه، اينم صورتحساب اون خانم، گفتن که شما بايد حساب کنيد.حالا قيافه حبيب رضايي را تصور کنيد که مجبور است پول ميز آن زن پررو و بي نزاکت را هم پرداخت کند.البته گول اين قيافه مظلوم حبيب رضايي را نخوريد، چون او در صحنه يي از همين سکانس رستوران با حرف هايش حسابي حال اين زن ازخودراضي را مي گيرد. نقش اين زن را هنگامه صالحي که يک بازيگر تازه وارد است بازي مي کند. در چهره او چند عمل جراحي پلاستيک به چشم مي خورد که اين مساله در لب هايش نمود بيشتري دارد.امير عصباني متوجه زن مي شود، زن هنوز هم به او لبخند مي زند.
امير؛ ببخشيد خانم...
زن؛ بله
امير؛ شما آنجلينا جولي نيستيد؟
زن؛ (با لبخند و عشوه يي مسخره) نه، ولي... همه مي گن شبيهش ام...
امير؛ همه اشتباه مي کنن، چون آنجلينا جولي زن خوشگليه، ولي شما متاسفانه اصلاً خوشگل نيستين،
زن (ناراحت مي شود) وا، مرتيکه، مگه خودت خواهر، مادر نداري؟
توجه حاضرين به آنها جلب مي شود.
امير؛ چرا؟ ولي اونها هيچ کدوم فکر نمي کنن شبيه آنجلينا جولي هستن...
زن؛ خب که چي؟،
امير؛ چون شما فکر مي کردين که شبيه آنجلينا جولي هستين، خواستم از اشتباه درتون بيارم....
زن کيفش را با عصبانيت روي سر مرد مي کوبد و سروصدا راه مي اندازد طوري که همه نگاه ها به آن سمت جلب مي شود.
فکرش را بکنيد. حبيب رضايي با آن ظاهر متشخص، موهاي جوگندمي، تي شرت ساده مشکي، سوئيشرت قهوه يي، شلوار جين خاکستري و سبيل کوتاهي روي صورتش که کاملاً چهره يي آرام و مثبت از او ترسيم کرده حالا مبدل به مرد چشم چران و بدذاتي شده که همه زن هاي حاضر در رستوران با خشم نگاهش مي کنند.محسن شاه ابراهيمي درباره طراحي صحنه و لباس اين صحنه مي گويد؛ «ما براي فيلمبرداري اين سکانس حدود 8-7 رستوران را بازبيني کرديم که در نهايت اين رستوران را به خاطر ويژگي هاي آکسسوار و معماري و رنگ بندي خاصي که داشت انتخاب کرديم.» به گفته شاه ابراهيمي در تهران حدود 12-10 رستوران خاص وجود دارد که فضاي مناسبي براي فيلم هاي روز دارند و يکي از آنها همين رستوران «کليد» است که انصافاً طراحي صحنه چشمگير و زيبايي داشت. شاه ابراهيمي حضورش در اين فيلم را اولين همکاري اش با کمال تبريزي بعد از ده ها سال دوستي مي داند و آن را تجربه يي شيرين و دلچسب و روان به شمار مي آورد. وي از قصه اين فيلم به عنوان يک طنز اجتماعي جذاب ياد مي کند که همانند خيلي ديگر از کارهاي تبريزي حاوي نکات ظريف اجتماعي و انتقادي در روابط آدم هاست.
کارگردان «آبي»
ساعت هفت بعدازظهر هيجان خاصي در پشت صحنه ايجاد مي شود. عاملش خبر 3 گلي است که استقلال به برق شيراز زده. طبق معمول عده يي خوشحال و عده يي نيز ناراحت مي شوند. خبر پايان بازي در گروه معني ديگري دارد و آن اينکه مازيار ميري مجري طرح فيلم نيز به زودي به گروه خواهد پيوست. اين موضوع را مانفرد اسماعيلي دستيار کارگردان فيلم تاييد مي کند.
قرار است پلاني را بگيرند که در آن حبيب رضايي که به خاطر قرار با خانمي به اين رستوران آمده با خواندن پيام کوتاهي که برايش رسيده و نوشته «قرار کنسل شد» عصبي شده و آماده رفتن مي شود. تبريزي مشغول تمرين اين صحنه با حبيب رضايي است که يک دفعه مازيار ميري با موجي از خوشحالي و هيجان وارد رستوران مي شود و در حالي که دست هايش را به نشانه پيروزي بالا برده با صداي بلند مي گويد؛ با 4 امتياز اختلاف رفتيم صدر جدول، لنگي ها بروند بيرون و با اشاره به يکي از عوامل فيلم که ظاهراً پرسپوليسي است، مي گويد؛ آقا بفرماييد بريد خونه تون ما اصلاً... نمي خواهيم و... خلاصه با آمدن مازيار ميري براي دقايقي فضاي پشت صحنه مملو از شور و نشاط مي شود و بازار کرکري حسابي گرم مي شود.
البته آقاي کارگردان «آبي» خوشحال ترين آدم گروه بود. بعد از اينکه تا حدودي هيجان ناشي از برد شيرين استقلال فروکش مي کند از اين فرصت استفاده مي کنم و با مازيار ميري که همچنان هيجان زده و خوشحال است درباره حضورش در اين فيلم به عنوان «مجري طرح» صحبت مي کنم. او مي گويد؛ «بلافاصله بعد از پايان فيلمبرداري «پاداش سکوت» قرار شد اين فيلم در دفتر آقاي علي اکبري توليد شود و به دليل گرفتاري که ايشان براي توليد فيلم هاي ديگرشان داشتند از من خواستند که در حين انجام کارهاي فيلم خودم مديريت اين پروژه را هم بر عهده بگيرم تا به سرانجام برسد.» از «مازيار ميري» مي پرسم به عنوان يک کارگردان نظرش درباره سينماي کمال تبريزي چيست و کدام يک از آثار او را بيشتر از بقيه دوست دارد؛ «به هر حال آقاي تبريزي به دليل پيشکسوت بودن در سينما همواره براي من مورد احترام هستند. ايشان در عرصه طنز و سينماي اجتماعي جزء کارگردانان پيشرو در اين گونه هستند و فيلم هايشان هم مورد توجه بينندگان قرار گرفته و هم منتقدان را جذب کرده است. من هر کدام از فيلم هاي «کمال» را در يک مقطعي دوست دارم، يعني به نظرم «ليلي با من است» در يک مقطع به شدت نو در موضوع و تاثيرگذار بود، «مارمولک» در شرايط ديگري اين تاثيرگذاري را داشت. ولي به شخصه «مهر مادري» فيلمي است که شرايطش برايم از همه دوست داشتني تر است.»
ميري درباره فيلم «هميشه پاي يک زن در ميان است» مي گويد؛ «فکر مي کنم اين فيلم هم جزء آثاري باشد که در نوع ساختار نو و يک گام جلوتر از آثار ديگر ايشان قرار مي گيرد، چون معمولاً آقاي تبريزي در زمينه طنز اجتماعي همواره تازه فکر کرده و فکر مي کنم در اين فيلم هم اين اتفاق بيفتد و من خيلي خوشبين هستم که همزمان با اکران فيلم مردم و منتقدان استقبال خوبي از فيلم به عمل بياورند.»«ميري» در مورد اينکه آيا باز هم در فيلمي به عنوان مجري طرح همکاري خواهد کرد، مي گويد؛ «تمام سعي ام را مي کنم که ديگر اين اتفاق نيفتد، چون خيلي کار سختي است و به نظرم کارگرداني آسان تر است. با اين حال حضور در اين فيلم برايم تجربه بسيار خوبي بود؛ در کنار يک گروه حرفه يي، يک کارگردان و يک تهيه کننده حرفه يي و تيم توليد حرفه يي که از همه آنها متشکرم.»
کمال تبريزي؛ يک فيلم غيرمنتظره
کمال تبريزي آنقدر محجوب و آرام است که باور نمي کني هيچ گاه عصباني بشود. در حالي که خنده از چهره اش محو نمي شود وقتي مي بيند نمي تواند از زير گفت وگو با من شانه خالي کند با لحني شوخ طبعانه مي گويد؛ «شيطان هم همين جوري آدم رو گول مي زنه،» و بعد با همان متانت و آرامش به سوالاتم پاسخ مي دهد. او درباره فيلمنامه کار تازه اش مي گويد؛ «مضمون اصلي فيلمنامه براساس چند داستان کوتاه کتاب «غيرقابل چاپ» نوشته آقاي سيدمهدي شجاعي با عناوين «هميشه پاي يک زن در ميان است»، «غيرقابل چاپ» و «آناهيتاي شرقي» به نگارش درآمد و در واقع هسته هاي اصلي اين سه داستان در کنار همديگر قرار گرفتند و فيلمنامه را شکل دادند. آقاي رضا مقصودي يک ورسيون کامل از فيلمنامه را نوشتند و بعد خانم نغمه ثميني آن را دوباره بازنويسي کردند.»
تبريزي در مورد اينکه آيا اين فيلم بازگشت دوباره او بعد از «يک تکه نان» به عرصه سينماي طنز است مي گويد؛ «اين فيلم بازگشت من به عرصه سينماي طنز نيست چون کاملاً با فيلم هاي قبلي که کار کرده ام متفاوت است هم از نظر ساختار و هم موضوع. فقط مي توانم بگويم موضوع آن در ژانر طنز است و به اين نوع سينما نزديک است اما شباهتي به کارهاي طنز قبلي ام ندارد.»
تبريزي در مورد اينکه آيا طنز اين فيلم از گونه طنز سياه است، مي گويد؛ «نه اصلاً طنز سياه نيست، بلکه طنز کاملاً شيرين و دلنشيني دارد. با اين که مضامين انتقادي، اجتماعي و حتي سياسي پررنگي دارد ولي طنز سياه نيست و ساختارش يک شکل کولاژي دارد که با همه کارهاي ديگر من متفاوت است. اساساً من دلم مي خواهد که به لحاظ ساختاري بروم دنبال شيوه هاي تازه و با يک لحن و بيان تازه کار کنم. به هر حال وقتي شما فيلم را ببينيد متوجه مي شويد با «ليلي با من است» و «مارمولک» که دو تا از فيلم هاي شاخص طنزي بوده که من کار کرده ام کاملاً متفاوت است.»
تبريزي در مورد انتخاب حبيب رضايي، گلشيفته فراهاني، مهران مديري و رضا کيانيان در نقش هاي اصلي فيلمش و نوع بازي آنها مي گويد؛ «همه اين بازيگران متفاوت ترين نقش هاي خود را در اين فيلم ايفا کرده اند. يکي از بهترين انتخاب هايي که ما مي توانستيم انجام بدهيم آقاي حبيب رضايي بود، چون ايشان تا به حال در يک فضاي طنز اين شکلي حضور نداشته و اين تجربه مي توانست برايش کاملاً متفاوت باشد. من مي توانستم بروم سراغ بازيگراني که روتين هستند. بنابراين من به رغم اينکه عده يي به اين انتخاب خوشبين نبودند آقاي حبيب رضايي را براي اين نقش انتخاب کردم و همين افراد بعد از اينکه راش ها را ديدند نظرشان برگشت و رضايي را گزينه بسيار مناسبي براي اين نقش به شمار آوردند. خانم گلشيفته فراهاني هم نقشي را بازي مي کند که تا به حال بازي نکرده و خيلي عالي ظاهر شده است. در واقع آقاي رضايي و خانم فراهاني نقش زن و شوهري را بازي مي کنند که زندگي خيلي موفقي ندارند ولي در طول جرياناتي که پيش مي آيد يک نقد اجتماعي صورت مي گيرد، يعني ما موقعيتي را نسبت به زنان و مردان کشف مي کنيم و هم مي فهميم که چگونه پيوند مشترک يک زن و مرد مي تواند مستحکم تر شود. در مورد آقاي مديري هم سعي کرديم ايشان تا آنجايي که ممکن است از کارهاي تلويزيوني اش فاصله بگيرد و با اينکه در اين فيلم هم نقش طنز دارد ولي کاملاً فاصله 180 درجه يي با نقش هاي قبلي اش دارد و با آدم تازه يي روبه رو مي شويم. بازي رضا کيانيان هم خيلي فوق العاده است و او هم نقش کاملاً متفاوتي دارد و مطمئن هستم تا به حال در چنين نقشي ظاهر نشده است. يعني براي اولين بار يک نقش کاملاً طنز و متفاوت را بازي کرده است.»تبريزي در مورد اکران فيلمش در تابستان و اينکه چرا فيلمش را به جشنواره نمي دهد، مي گويد؛ «براي جشنواره که ديگر هيچ انگيزه يي برايم باقي نمانده و بهتر است زودتر فيلم به نمايش در بيايد و مردم با آن روبه رو شوند و عکس العمل هاي مخاطبان اصلي فيلم را مورد قضاوت قرار دهيم. فکر مي کنم حتي اين نوع اکران براي موفقيت فيلم بهتر باشد. از همان روز اول هم با تهيه کننده قرار گذاشتيم به محض اينکه فيلم آماده شد بتوانيم اکرانش کنيم و الان همزمان آقاي زندباف کار مونتاژ فيلم را انجام مي دهد که بعد از پايان فيلمبرداري و انجام کارهاي فني بتوانيم فيلم را اکران کنيم.»تبريزي در مورد اينکه آيا نشانه هاي طنز وودي آلني در اين فيلمش وجود دارد، مي گويد؛ «من شخصاً خيلي به وودي آلن علاقه دارم ولي ساختمان اين فيلم طوري نيست که بگوييم شبيه کارهاي وودي آلن است. يک مقدار ممکن است به لحاظ نوع شوخي هايي که در آن وجود دارد شبيه کارهاي وودي آلن باشد ولي باز هم نمي توانيم بگوييم در آن ژانر قرار دارد. شايد اگر بخواهيم به ريشه طنز اين فيلم برگرديم به طنزي که سينماي «باستر کيتون» دارد خيلي نزديک باشد. يعني يک جور تناقض بين اتفاقي که توي صحنه وجود دارد و خنده يي که از تماشاگر مي گيرد ديده مي شود؛ مثلاً صحنه يي است که خانم فراهاني گريه مي کند و خيلي هم واقعي گريه مي کند ولي قرار است شما به اين صحنه بخنديد و واقعاً هم مي خنديد و اصلاً دچار تاثر و ناراحتي نمي شويد. در واقع تماشاگر به خاطر موقعيتي که در آن صحنه وجود دارد خنده اش مي گيرد.»
براي آنکه مصداق هاي صحبت تبريزي را ببينيم بايد تا زمان آماده شدن فيلم صبر کنيم، هرچند از حالا مي توان تا حدود زيادي به موفقيت فيلم حداقل در مواجهه با تماشاگران اطمينان داشت.
ارسال شده توسط book toy برای گروه
محمد رضا هدایتی و پسرش هامون
به کی بگیم! خواهشا فحش ندید! خواهش می کنیم! در مورد پستی که در مورد اقای مدیری و عطاران و رضویان بود می گیم. خود من(مظفر خان) موقع نوشتن اون مطلب این قدر عصبانی بودم که حد و حساب نداشت دوباره اون مطلب رو امروز خوندم و یه مقدار سانسورش کردم!
خواهش می کنیم اگه نظری دارید بدید ولی فحش ندید و بی احترامی نکنید!
ممنون از همکاریتون. منتظر حمایت های شما هستیم.
در ضمن اگه این مدت هم کم بروز کردیم چون خیلی خبرای داغی نیست همشون همونایی هستند که در این مدت در اختیارتون گذاشتیم ولی امیدواریم از این به بعد خبر ها بیشتر و بهتر بشه و بتونیم هر روز بروز باشیم.
كار مطبوعاتي تو كشور ما خيلي جالب خبرا از كجا درز پيدا ميكنه معلوم نيست خدا را شكر ما كه نگفتيم تائيدم نميكنيم تكذيب هم نمي كنيم

| |||
|
به گزارش فارس، مهران مديري و ساير بازيگران باغ مظفر ساخت اين مجموعه را در سكوت كامل خبري آغاز كردند. بنابر اين گزارش، ساخت سري جديد اين مجموعه در حالي آغاز شده كه مهران مديري قرار است در فيلم «لبه پرتگاه» به كارگرداني «بهرام بيضايي» بازي كند. مهران مديري با همان تيم بازيگري كار خود را در لوكيشن سابق باغ مظفر آغاز كرده است. سري قبلي باغ مظفر سال گذشته در 45 قسمت با حضور بازيگراني چون مهران مديري، سحر جعفري جوزاني، نصرالله رادش، سيامك انصاري، هادي كاظمي، شقايق دهقان، نادر سليماني، اليكا عبدالرزاقي و بهنوش بختياري ساخته شد و نظر بسياري از منتقدين را به خود جلب كرد. گفتني است سري جديد باغ مظفر قرار نيست از تلويزيون پخش شود و در قالب سي دي روانه بازار خواهد شد. پيش از اين نيز سي دي «فضانوردان ميآيند» با حضور بازيگران مجموعه باغ مظفر منتشر شد. | |||
دیروز عصر که برنامه اخرشه رو داشت می داد موضوع برنامه در مورد نقد کردن و انتقاد پذیر بودن بود. توی یه ایتمی که داد از افراد مختلفی از جمله سردار رویانیان . علی لهراسبی . افشین حسین خانی و ... انتقاد کردن در واقع با تماس تلفنی که با این افراد می گرفتن می گفتن که مردم در مورد فلان موضوع از شما انتقاد کردن که اکثر این افراد خیلی منطقی برخورد کردند و دلیلی برای کارهاشون اوردن تا نوبت رسید به جواد رضویان!
به اقای رضویان گفتن که مردم از شما انتقاد کردن که چرا شما این قدر کم کار هستید؟ جواب دادن که : من چی کار کنم وقتی کارم پخش نشد؟ گزارشگر محترم پرسید که شما حتی در کار اقای مدیری هم حضور پیدا نکردید؟ چرا؟ و اقای جواد رضویان هم در کمال بی انصافی گفتن که: کار اقای مدیری شده بود تبلیغات و پیام بازرگانی ! دارن مردم رو گول می زنن!!!
بعد از این که این مطلب رو گفتن در اخر گزارش خانم گزارشگر با حالتی خیلی جالب گفتن که یکی از راه های فرار از جواب دادن به انتقاد ها همه تقصیر ها رو انداختن گردن مهران مدیریست!!!!!!!!!!!!!!
------------------------------
امروز رادیو جوان ساعت ۳ برنامه نشونی رو داشت پخش می کرد که مهران دوستی مجری برنامه گفت که امروز قراره با رضا عطاران صحبت کنیم.
خلاصه با رضا عطاران صحبت کرد و عطاران خیلی خوش برخورد به سوالات پاسخ داد. تا این که مهران دوستی از عطاران پرسید: یکی از شنونده ها اس ام اس زدن گفتن رضا عطاران حاضر به بازی در کاری هستند که کارگردانش مهران مدیری باشه؟ عطاران هم گفت: بله. با کمال میل!
حالا خودتون دو تا مطلب رو با هم مقایسه کنید.





| «خواب بی موقع» ابطحی از اردیبهشت ماه آغاز می شود | |
|
ساخت فیلم «خواب بی موقع» به نویسندگی و کارگردانی سیدمحمدعلی ابطحی از اواسط اردیبهشت ماه در تهران آغاز می شود.ابطحی که سابقه ریاست رادیو را در پرونده خود دارد از تابستان سال گذشته تدوین طرح اولیه این پروژه سینمایی را آغاز کرده و هم اکنون در حال مذاکره با بازیگران و عوامل فیلم به سر می برد.
صاحب وبنوشته ها، یکی از پربیننده ترین وبلاگهای فارسی زبان، تاکنون چندین کتاب در زمینه های مذهبی و سیاسی منتشر کرده، ولی هيچ وقت سابقه ساخت فیلم سینمایی را نداشته است.
وی که در زمان دولت گذشته معاون امور حقوقی و پارلمانی سیدمحمد خاتمی بود ،موضوع «خواب بی موقع» را نگاه طنزآمیز به فعالیتهای اصلاح طلبان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بیان کرد. به ادعای وی این اولین بار است که در سینمای ایران با نگاه طنز به موضوع انتخابات پرداخته می شود.
لازم به ذکر است که ابطحی حضور بازیگرانی چون عزت الله انتظامی، مهران مدیری، بهرام رادان، باران کوثری و گلشیفته فراهانی را در اولین تجربه سینمایی خود پیش بینی می کند. همچنین وی امیدوار است پیمان قاسمخانی و امیرمهدی ژوله وی را در بخش طنز فیلمنامه یاری دهند.
«خواب بی موقع» برای بیست و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر در زمستان سال آینده تهیه می شود و این اولین بار است که یک کارگردان روحانی در این جشنواره شرکت می کند.
وی دلیل مسکوت ماندن فعالیت سینماییش را پرهیز از گمانه زنیها و دخالت سیاسیون در محیط ساخت این فیلم عنوان کرد. این خبر برای اولین بار در تیترآنلاین منتشر می گردد.محمدعلی ابطحی هم اکنون رئیس موسسه بین المللی گفتگوی ادیان است.
خبرهای تکمیلی و مصاحبه اختصاصی با سیدمحمدعلی ابطحی پس از پایان تعطیلات نوروزی منتشر خواهدشد. |
مهران مديري بي شك انسان ِدوست داشتني و باهوشي است ، وقتي در خبرها خواندم كه امسال با دو فيلم به سينماي ايران بازگشته است ، چندان شگفت زده نشدم ، حتي اگر آن فيلم ها " لبه پرتگاه" به كارگرداني بهرام بيضائي و "هميشه پاي يك زن درميان است" به كارگرداني كمال تبريزي باشد.با نگاهی به بیوگرافی او متوجه مي شويم كه طي اين سال ها براي رسيدن به اين جايگاه تلاش بسياري نموده و لايق چنین موقعيتي است.مديري خيلي پيش تر از آنكه توسط تلويزيون شناخته شود براي اهالي هنر از طريق تئاتر و راديو شناخته شده بود ، در سال پنجاه و سه در اولين تجربه بازيگري اش در تئاتر خرگوش برنده طوطي طلائي شد و در همان زمان حضورش نويد يك استعداد ناب به عرصه هنر را مي داد.پس از چندين فعاليت بازيگري در تئاتر ، او با هملت به كارگرداني قطب الدين صادقي خودش را برهمگان اثبات كرد و در همان سال ديوانه اي از قفس پريد را به كارگرداني بهزاد فراهاني براي راديو اجرا نمود.اولين حضور او در تلويزيون بازي در سريال مشتهاي كوچك به كارگرداني ثريا قاسمي بود و بترتيب در سريال حكايت ها و پند و اندرز ها به كارگرداني مجتبي ياسيني به ايفاي نقش نمود و در سال 72 با نوروز 72 ساخته داريوش كاردان آمد و شايد حضور در همين مجموعه و قرار گرفتن او در كنار كاردان ، كافي بود تا او كارگرداني در تلويزيون را بياموزد و خود سالهاي متمادي به خنداندن مردم بپردازد.پرواز 57 اولين مجموعه اي بود كه مديري در آن علاوه بر بازيگري ، كارگرداني را هم تجربه كرد و پس از آن ساعت خوش از او چهره اي محبوب نزد جامعه ساخت و كمتر كسي بود كه ديگر نام او را نداند و تكيه كلام ها و نوع خاص طنز بچه هاي ساعت خوش را نشناسد ، تا مدت ها نوع ادبيات ساعت خوش در زبان جامعه مي پيچيد و براي همگان شادي بخش بود.سال خوش ، نوروز 76 و 77 ، مجموعه ببخشيد شما ... ؟ و پلاك 14 در آن زمان هريك با حرف و طرحي نو ، مهران مديري را در آن سال ها سرامد ديگران كرد ، پس از آن سريال هاي 90 شبي بود كه به پاورچين ، نقطه چين ، شب هاي برره و باغ مظفر رسيد و هريك در زمان خاص خود در حد توان مردم را خنداند.اميدوارم حضور وي در اين دو اثر سينمايي ، منجر به كشف بخش تازه اي از استعداد وي در عرصه بازيگري باشد و حرفي نو و متفاوت ، نه آنكه صرفا تعداد فيلمهاي سينمايي او را پس از ديگه چه خبر ، ديدار و توكيو بدون توقف به عدد پنج برساند . براي شخص ِ همانند مديري كه در عرصه راديو ، تلويزيون ، سينما و موسيقي يد طولايي دارد ، هيچ چيز نمي توان نوشت جز تمجيد.
به هر حال اگه فردا تولد اقای مدیری هستش تولدشون مبارک که مصادف با یه روز خیلی خوب یعنی ولادت پیامبر اعظم(ص) و امام جعفر صادق (ع) است که به همگی تبریک می گیم.
به هرحال ولادت پیامبر اعظم(ص) و امام جعفر صادق (ع) رو به همه شیعیان و به خصوص به تمام ایرانیان عزیز تبریک عرض می کنیم.
تولد اقای مدیری هم مبارک!
|
| |
![]() |
|
آیا مهران مدیری دامن تلویزیون را رها خواهد کرد و دوره جدید فعالیت اش را به عنوان یک بازیگر سینما آغاز خواهد کرد؟ حوادث که این گونه پیش می روند. نام مدیری این روزها به عنوان بازیگر در دو پروژه مطرح سینمای ایران آمده است: لبه پرتگاه فیلمی از بهرام بیضایی و همیشه پای یک زن در میان است به کارگردانی کمال تبریزی. فیلمبرداری فیلم تبریزی مدتی است که آغاز شده است. بازی در این دو فیلم احتمال دارد مدیری را وارد مسیر تازه ای از زندگی حرفه ای اش کند. این در شرایطی است که از نمایش ادامه مجموعه تلویزیونی موفق باغ مظفر در ایام عید خبری نبود و مدیری و گروه اش تصمیم گرفته اند ادامه سریال را به شکل تک فروشی CD در اختیار مخاطبان شان بگذارند. آیا مدیری باز هم مجموعه نود شبی را برای تلویزیون آغاز خواهد کرد یا فعالیت های اش در سطح دیگری ادامه پیدا خواهد کرد؟ منبع:cinemaema.com | |
کدام هنرستان؟
چه مشکلات و محدوديتهايي در آغاز کار وجود داشت ؟
ولي مي گويند که مردم ايران خيلي با طنز غريبه نيستند. اين موضوع را تا چه اندازه قبول داريد؟
فکر مي کنيد چه عواملي باعث شده از سال 70 (که شما کار طنز را شروع کرديد) تا امروز در سال 85 ، جنبه پذيرش طنز در بين مردم بيشتر بشود؟
اولين کار تلويزيوني که به شما پيشنهاد شد چه بود و اصولاً کسي که شما رو کشف کرد که بود؟
از ابتدا فقط کار طنز مي کرديد؟
خودت هم قبول داشتي؟
آن زمان که در خدمت معلم نقاشي بچه ها بوديد به خاطر همين حس و علاقه بود؟
به نظر مي رسد اين نقشهايي که الان بازي مي کنيد همان حالت ارتباط با بچه ها رو حفظ کرده اند. مثلاً کاراکتر بامشاد پيش بچه ها خيلي محبوب بود.
چند سال است که براي تلويزيون کار مي کنيد؟
خيلي ها مي گويند در کار بازيگري طنز و بطور کلي مقوله بازيگري ، تحصيلات آکادميک جزو شاخصه هاي لازم است و بعضي هم اعتقاد دارند که هنرمندي يک موضوع ذاتي است . به نظر شما کدام عقيده درست است؟
تا به حال تلاش کرده ايد که از منابعي استفاده کنيد تا خودتان را ارتقاء بدهيد ؟
يعني در اين زمينه ها کم کاري شده؟
حالا چکار بايد کرد؟ خيلي از نوجوانان و جوانان دوست دارند براي مطرح شدن به تلويزيون و سينما بروند . ولي معمولا پايه قوي و حتي معمولي در اين کار ندارند و اطلاعات زيادي هم ندارند .
اين در واقع پيشنهاد شما به علاقمندان بازيگري است؟
شما با چه هدفي وارد سينما شديد و الان که وارد شديد اهداف بعدي تان چيست ؟
آن باراني معروف کارآگاه درک هم مال خودتان بود؟!
خيلي از بازيگرها در عرصه کارگرداني موفق نبوده اند.
خيلي از زوج هاي جوان شما را مي شناسند و دوست دارند بدانند چه حرفي در مورد زندگي داريد . به عنوان يک چهره محبوب چه پيشنهادي براي زوج هاي جوان داريد؟
- منزل پدري تان چند متر بود؟
کدام محله؟
مادرتان چه سالي فوت کرد؟
پدرتان کارمند بودند؟
- پس در زندگي کارمندي بزرگ شده ايد. و با مشکلات اين نوع زندگي هم آشنا بوده ايد. خاطره اي از آن دوران داريد؟
از بين تمام نقشهايي که تا به حال ايفا کرده ايد ، کدام نقش رو خيلي دوست داشتيد؟
اين شخصيت ها را با کمال رضايت در اختيار نويسندگان و ... قرار مي داديد؟
به خاطر همين است که معمولاً با گروههايي مثل رضا عطاران و مهران مديري کار مي کنيد.
اگر پيشنهاد همزماني هم از طرف عطاران و هم از طرف مديري بشود ، و بازدهي مالي يکساني هم داشته باشند ، کدام کار را انتخاب مي کنيد؟
کار عطاران را توضيح مي دهيد؟
داستان و نقش چيست ؟
کار خوب در آمده ؟
مدتي شايعاتي بود که از نقش تان در شبهاي برره راضي نبوديد . صحت داشت ؟
ولي گفته مي شود بازيگر بايد با هر شرايطي کنار بيايد .
نقشي بوده که وقتي کار کرده اي و بعداً ببيني ، خوشت نيامده باشد . مثلاً پيش خودت بگويي اشتباه کردم کار کردم؟
مثال مي زني؟
حالا نقشي بوده که فکر کردي اين بهتر هم در مي آمده ؟
يعني تا به حال کار 100 درصد نداشته اي؟
کار سينمايي چقدر داشتيد؟
کار آقاي شيخ طادي چطور شد؟
مثل اينکه در آن کار چند نقش داشتيد ؟
چي شد که پذيرفتيد ؟
سخت ترين گريمي که تا به حال شدي کدام بوده؟
در سريال هاي روتين چطور ؟
بيشتر کدام کاراکتر شما را ، مردم بيشتر مي شناسند و به هم يادآوري مي کنند؟
تا به حال شده کسي بيايد و کلافه ات بکند و بخواهد امضا بگيرد و...
الان چه ماشيني داري؟
معمولاً بانکي ها براي نقد کردن چک از شما مدارک مي گيرند ؟
مشهور بودن خوب است ؟
اتوبوس هم سوار مي شويد ؟
شده در يک رستوران رفته باشي و صاحب رستوران از شما پول نگيرد ؟
چرا مردم فکر مي کنند هنرمندها بايد پولدار باشند ؟
بدترين خاطره اي که سرصحنه براي شما اتفاق افتاده چه بوده؟
موفق ترين کمديدن از نظر شما کيست ؟
آدمهايي بوده اند که شخصيت آنها را بگيريد و در نقش هايت استفاده کنيد؟
آخرين بار که گريه کرديد کي بود؟
يکي از خاطراتي که در کنار مادرتان داشتيد را بگوييد .
خواهر و برادر داري؟
به هم وابسته ايد؟
تعطيلات عيد کجائيد؟
اگر سرضبط نباشيد؟
هنوز عيدي مي گيريد ؟
عيدي مي دهيد ؟
سال تحويل به چه چيز فکر مي کني؟
تحول و نو شدن روي شما تأثيري مي گذارد ؟ و اصولاً چه برداشتي از اين گذر زمان داريد ؟
ارتباطتان با خدا چطوراست ؟
محرم تازه گذشته. معمولاً روي اين حادثه و فلسفه اش فکر مي کني و اصولاً به هيأت يا مسجدي هم مي رفتيد ؟
يعني در زمان بچگي درجريان هيأت ها و دسته ها و ... بوديد؟
ميانه اي با ورزش داريد ؟
رويدادهاي ورزشي رو دنبال مي کنيد؟
با ورزشکارها هم ارتباط داريد؟
عينک:
پدر – معلمايران:
خانهترافيک:
عذابتراول:
تقريباً خوبشهدا:
خاطرههات چاکلت:
گرمي و غلظتسانسور:
مصلحتآسانسور:
تنبليتنهايي
: سرنوشتانتظار:
روياحق مسلم:
حق مسلمقرمه سبزي:
به بهچه غذايي بيشتر دوست داري؟
غرور:
غروردفاع مقدس:
دفاعيک زماني گفته شد که در مورد آهنگ بي وفايي پيشنهاد خوانندگي و توليد کاست به شما شده بود. صحت داشت؟
اهل موسيقي هستيد؟
يک پيام نوروزي براي اهالي تبيان بفرماييد.
به سايت تبيان سر مي زنيد؟ اصلاً چقدر به اينترنت سر مي زنيد؟
و پيام نهايي براي کاربران تبيان.
نظرتان در مورد تبيان چه بود با بازديدي که از سايت کرديد.
سلام. عکس های زیر از گروه فرستاده شده که کودکی محمدرضا هدایتی هست. گذاشتیم تو وبلاگ تا کسایی که عضو گروه نیستند هم ببینند.














سلام.همچنان اماده تبادل لینک هستیم.در ضمن فردا کاریکاتورهای متحرک شب های برره رو می ذاریم امیدواریم که استقبال خوبی بشه ممکن خیلی ها دیده باشن ولی عده زیادی هم ندیدند به هر حال ما در وبلاگ قرار می دیم تا مجموع عکس ها هر روز کامل تر بشه.

اماده تبادل لینک هستیم.
سلام. اماده تبادل لینک با همه دوستانی هستیم که تمایل به تبادل لینک دارند . اگر مایل هستید در بخش نظرات اعلام کنید تا تبادل لینک کنیم.
دوستانی که وب هایی با مضمون های مربوط به اقای مدیری و هواداری دیگر بازیگران مجموعه مهران مدیری و ... دارند ادرس اون ها در قسمت پیوندها و دوستانی که وب هایی با مضمون های دیگر دارند ادرسشون در قسمت لینکستان درج خواهد شد.
ادامه دارد...


تا حالا تونستم اقای شریفی نیا رو در فرش فروشی , اقای رضا توکلی رو در نمایشگاه بین المللی , اقای اسد زاده رو توی پژو توی خیابون پاسداران , اقای صدیق شریف رو توی خیابون پیاده و ... رو ببینم.
اما تقریبا اوایل مرداد سال پیش با مادرم توی خیابون هفت تیر بودم رفتیم توی یه بوتیک که خیلی هم شلوغ بود مادرم داشت لباس ها رو نگاه می کرد . صدای یه نفر رو شنیدم که خیلی اشنا بود . اول متوجه نشدم کیه؟ بغل دستم رو نگاه کردم دیدم فاطمه هاشمی کنارم ایستاده خیلی شیک! اما اون صدایی که شنیدم صدای یه مرد بود نه خانم هاشمی! اون طرف رو نگاه کردم تازه فهمیدم اون صدای اشنا صدای کیه؟ اقای ساعد هدایتی (با کت و شلوار طوسی رنگ و با اون لبخند های همیشگی) و اقای علی کاظمی (با یک تی شرت یقه دار سه دکمه زرد رنگ) اون طرف ایستاده بودند. اقای هدایتی داشت با تلفن صحبت می کرد انگار برای کسی می خواستن لباس بخرند.خیلی تعجب کردم که دیدم این سه تا بازیگر با هم برای خرید لباس اومدند.
تا حالا بازیگر هایی رو که دیده بودم فقط از دور بود غیر از اقای رضا توکلی که رخ به رخ از جلوی هم گذشتیم اما این بار تنها یک وجب با خانم هاشمی و اقای هدایتی که اقای کاظمی کنار ایشون ایستاده بودن فاصله داشتم یعنی دقیقا وسط اون ها بودم . نمی دونم چی شد که وسط اون ها قرار گرفتم ولی اون عصر تابستونی برای همیشه در ذهنم باقی موند.

|
نظرسنجی این دفعه خیلی ضعیف بود(از لحاظ تعداد ارا). { مهران مدیری } |
| کدام یک از نقش های اقای مدیری را در مجموعه ها بیشتر دوست دارید؟ |
فرهاد(پاورچین) ( 9رای، 12%)![]() |
اردل(نقطه چین) ( 4رای، 5%)![]() |
بیژن(جایزه بزرگ) ( 4رای، 5%)![]() |
شیر فرهاد(شب های برره) ( 19رای، 26%)![]() |
مظفر خان(باغ مظفر) ( 35رای، 49%)![]() |
عنوان نظرسنجی: مهران مدیری مجموع نظرات: 71 |
دو تا عکس زیر از سریال در چشم باد هست.


۱ـ در جواب sara که در نظرات پست <ارسال شد> مطلبی رو گفته بودن بگیم که اگه امکان داره درخواستتون رو دوباره تکرار کنید چون این مدت این قدر سرمون شلوغه که حتی وقت نمی کنیم وبلاگ رو بروز کنیم. باز هم معذرت می خوایم دوباره درخواستتون رو تکرار کنید این دفعه دیگه از خجالتتون در می یایم. با حالتی هم که گفته بودید معلوم بود که خیلی از دستمون ناراضی هستید!(نمی دونیم شما خواسته بودید که توضیح مختصری در مورد هر قسمت باغ مظفر که برای دانلود گذاشتیم بدیم یا نه؟ ولی به هر حال شروع کردیم تا چند روز اینده شاهدش هستید.)
۲ـ سمیرا و الهام هم که خواسته بودن عکس های اختصاصی لاولی مهران مدیری رو براشون میل بزنیم . چشم احتمالا امروز میل خواهیم زد.
۳ـ tarme هم پرسیده بودن که چه جوری می شه توکیو بدون توقف رو دانلود کرد. لینک مستقیم می گذاریم تا مشکل دانلود هم برطرف بشه.







ساخت فیلم «خواب بی موقع» به نویسندگی و کارگردانی سیدمحمدعلی ابطحی از اواسط اردیبهشت ماه در تهران آغاز می شود.
وی دلیل مسکوت ماندن فعالیت سینماییش را پرهیز از گمانه زنیها و دخالت سیاسیون در محیط ساخت این فیلم عنوان کرد. این خبر برای اولین بار در تیترآنلاین منتشر می گردد.



















<=


