مثل همیشه
کلیپ شماره ۱ از مجموعه مثل همیشه
کلیپ شماره ۲ از مجموعه مثل همیشه

-=۲۵۶Kbps=-
|
ادامه البوم از روی سادگی که دو ترانه اخرش هم گذاشتیم. ترانه های قبلی رو هم می تونید با مراجعه به ارشیو موسیقی و متن موسیقی به دست اورید. البوم از روی سادگی-----> ستاره گمشده و گل ارزو قصه ی غربت و سرگردونیامو
|
|
|
دوباره تو خاطراتم اگه خند ها تو دیدم |
کلیک کنید تا موزیک دانلود شود. .
کلیپ تصویری از باغ مظفر گذاشتیم که در آن مظفر خان تابلو خود را به بردبار نشان می دهد.

دانلود با حجم ۱.۶۳ مگ /حتما دانلود کنید/ /لینک مستقیم/
کلیپ از پشت صحنه مجموعه باغ مظفر را می گذاریم که در آن دو قطعه "ابراز علاقه مظفر به کامران" و "خروپوف کردن بردبار" است.

دانلود فایل تصویری با حجم ۱.۵۹ مگ
یک کلیپ تصویری با حال از باغ مظفر که مربوط به پرتاب شدن مظفر به داخل استخر است.

این مطلب از کتاب خاطرات خان قلی خان جلد سوم هست که نام مظفر خان و منصور خان هم در این مطلب برده شده.
سوم فروردین یکهزار و دویست و شصت و هشت
خان قلی خان: لطف کردیم و از خواب ناز بیدار شدیم و این مطلب را نگارش کردیم:
ما برای اظهار این سر فصول مشبع اندیشیده بودیم و ان را اصول و فروع و اطراف زوایا نهاده و میمنه و میسره و قلب و جناح ان را به حقوق صحبت و ممالحت و سوابق اتحاد و مخالصت بیاراسته و مقدمات عهود و سوالف مواثیق را طلیعه ان کرده و حرمت حجرت و وسیلت غربت را مایه و ساقه گردانیده و بسنجیده ان شده که بر این تعبیه در صحرای مباسطت اییم و حجاب مخالفت از پیکر مراد برداریم و به یمن ناصیت و برکت معنویت تو مظفر و منصور گردیم.

شب با چند تا کلیپ دیگه برمی گردیم.
برای گوش دادن روی
و برای ارسال برای دوستان روی
کلیک کنید.
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر م ا، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
راهنمایی:برای دانلود روی لینک بالا کلیک راست و سپس Save Targe As را انتخاب کنید .
باغ مظفر [ خوابيدن بردبار و قل مراد ]
کلیپ طنز و خنده دار از باغ مظفر براتون دارم که ؛ بردبار و قل مراد در کنار هم خوابیدن و نیما (داداش نازی) از ترس داد می زنه مامان و قل مراد پیش مظفر خان می ره!

دانلود فایل تصویری با حجم ۱.۳۳ مگ
باغ مظفر [ اداب نشستن ]
یک کلیپ تصویری دیگه از همین باغ مظفر ! مربوط می شه به نشستن قل مراد خان که مظفر خان به او دارد چگونگی نشستن را یاد می دهد.

دانلود فایل تصویری با حجم ۱.۱۱ مگ
باغ مظفر [ پرتاب دارت ]
کلیپ تصویری پرتاب دارت توسط قل مراد و سوراخ شدن دیوار شرکت را برایتان گذاشتم تا لذت ببرید.

دانلود فایل تصویری با حجم ۱.۲۰ مگ (لینک مستقیم)
باغ مظفر{ غلط می کنی}

باغ مظفر [ رزرو شماره ايرانسل ]
کلیپ تصویری که مربوط می شه به روزو کردن شماره (تبلیغ ایرانسل) را براتون می گذارم.

با حجم ۱.۰۸ مگ (لینک مستقیم)
راهنمایی:برای دانلود روی لینک های بالا کلیک راست و سپس Save Targe As را انتخاب کنید .
هدايتي، بچه با استعداد زاهدان
(محمدرضا هدايتي) يكي از بازيگران بنام طنز ايران است كه البته بايد بگوييم هميشه با غرور فاصله دارد، بازيگري كه در اوج جواني نقش پيرمردها را بازي ميكند و اين كمي عجيب به نظر ميرسد. نقش ياور طغرل در (شبهاي برره) نقش طغرل در پاورچين و همچنين نقش منصور زرگنده در مجموعه (باغ مظفر) از شاهكارهاي هنري هدايتي است. هدايتي متولد زاهدان است و در حال حاضر 26 سال سن دارد، در چهار سالگي صحنههايي از تلويزيون ديد كه همان صحنهها در ذهن او نقش بست. از ده، دوازده سالگي هم عاشق بازيگري شد.
او همه بازيگرها را دوست داشت، به عبارتي هنر را دوست داشت، طي ساليان اخير كمتر ديديم كه از استان سيستان و بلوچستان بازيگري بنام در عرصه هنر ايران خودنمايي كند، اما او زماني كه براي ديدن فيلم (سناتور) به تنهايي به (سينما زاهدان) رفت، عاشق سينهچاك سينما شد. پدرش با سينما ميانه خوبي نداشت، زماني كه پدرش فهميد، او را سرزنش كرد كه چرا تنهايي به سينما رفته است. وي در پاسخ به سوالي كه چرا به طنز رو آورديد گفت: (چون بازيگران كمدي را خيلي دوست داشتم. چارلي چاپلين را كه واقعا عاشقش بودم و از لورل هاردي هم بسيار خوشم ميآمد.) وي ميگويد: (براي پدرم توضيح دادم كه پس از انقلاب، ديگر فيلمهاي قديمي را در سينماها نشان نميدهند و او هم ذهنيتش نسبت به سينما تغيير كرد.)
او خيلي تلاش كرد تا در دانشگاه هنر قبول شود، آن هم در دانشگاه دولتي، اما نشد، به خودش گفت، كه برود به دانشگاه سوره و جهاد دانشگاهي و سال بعد در رشته تئاتر و سينما قبول شد (در آن زمان به تهران آمده بودم، يا بايد كار ميكردم و يا اينكه درس ميخواندم، در صورتي كه يادم ميآيد، زماني كه در سال اول كنكور رد شدم، دچار افسردگي شده بودم و به خودم ميگفتم ديگر نميتوانم بازيگر شوم، آن زمان تصورم اين بود كه براي بازيگر شدن بايد به دانشگاه بروم، آن سالها در تهران در يك انتشاراتي كار ميكردم، يكي از دوستانم به نام اردشير رستمي كه او هم بچه زاهدان بود، مرا به آنجا معرفي كرد، او در آخرين فيلم كمال تبريزي در نقش شهريار بازي ميكرد.)
و اما حكايت بازيگر شدن هدايتي: (اولين بار در زمستان سال 74، در يك نقش دو دقيقهاي براي حسين محباهري در نقش يك مامور آتشنشاني بازي كردم در تابستان 75 هم، در سريال (نوع ديگر) براي بهروز بقايي... و اما در سال 78، با مهران مديري آشنا شدم و در برنامه ببخشيد شما، ايفاي نقش كردم) و اما آشنايي او با مهران مديري: (سروش صحت از دوستان خانوادگي من بود، همسرش زاهداني است، او مرا با مديري آشنا كرد، سروش براي برنامه 78 مديري به من پيشنهاد داد كه برويم سر آن كار، اما من گفتم نه! نميتوانستم با خودم كنار بيايم كه كارم را با طنز شروع كنم، دلم ميخواست با تئاتر آغاز كنم، اما پس از مدتي احساس كردم كه اشتباه ميكنم، از اين رو پيش مديري رفتم، او به من ميدان داد تا من خودم را نشان بدهم، از او سپاسگزارم، آن روز احساس كردم، كاري كه ميكنم بايد به آن اعتقاد داشته باشم.) بله، اين هم حكايت بازيگر شدن محمدرضا هدايتي، اين جوان محجوب شهرستاني كه اين روزها به جز بازي در مجموعه باغ مظفر، فيلم سينمايي (بيوفا) و بازي در كنار حميد گودرزي، الناز شاكردوست و گوهر خيرانديش از او در حال اكران است، چندي پيش از او فيلم (شام عروسي) و بازي در كنار مارال فرجاد، نيكي كريمي، پويا اميني و امين حيايي اكران شد.
ساها سريال هاي تلويزيوني را مثل باغ مظفر خيلي دوست دارد و از تماشايش خسته نمي شود.
کامران باغ مظفر رفيق هنري من
شايد باورتان نشود ولي يکي از دوستان نزديک ساها در ايران سيامک انصاري بازيکن سريال باغ مظفر و برره است: سيامک به من خيلي لطف دارد. تاکنون با او چندين بار به گردش رفته ام و او در تمامي اين گشت و گذارها سعي کرده که من اوقات لذت بخشي داشته باشم. من به همراه سيامک بر سر محل فيلمبرداري سريال «باغ مظفر» رفتم و از نزديک کار گروه اين سريال را شاهد بودم و ديدم که افراد گروه چقدر زحمت مي کشند.
خاطرات خيلي خوبي از لوکيشن کيشن- باغ مظفر دارم. خلاصه سيامک يا کامران خان باغ مظفر بچه خيلي بامعرفتي است.
سيامک انصاري يکي از بهترين کمدين هايي است که تاکنون ديده ام. او در اين خصوص استاد است.
خواهشا کسانی که این مطلب رو می خونن به ادرس پایین مراجعه کنند و جواب این نقد نا منصفانه و نا عادلانه رو بدن.
صدای کلنگ قبر طنز مدیری در تلویزیون بگوش رسید..!
جریان شكل گیری سریال های طنز نود قسمتی در تلویزیون چند سالی است كه به یك پای ثابت برنامه سازی در شبكه سه سیما تبدیل شد كه با تهیه و پخش مجموعه تلویزیونی «نرگس» این جریان نود قسمتی به سریال های اجتماعی و خانوادگی جدی و ملودرام نیز كشیده شد.
اگر به برنامه های طنز تلویزیون در گذشته نگاهی بیندازیم، می بینیم كه گونه جدید طنزی را كه اكنون می بینیم كم كم از اوایل دهه هفتاد با برنامه هایی مثل: نوروز هفتاد و سه، پرواز 57، ساعت خوش و سال خوش شكل گرفت كه تا به امروز به شیوه های گوناگون ادامه دارد. در این میان از كسانی كه در آن سال ها در تلویزیون چهره شناخته شده ای در طنز از خود ارائه دادند چند نفری باقی مانده اند كه می توان به افراد شاخصی چون: مهران مدیری، رضا شفیعی جم، نصرالله رادش، رضا عطاران، سعید آقاخانی، حمید لولایی و هم چنین مهران غفوریان، حسین رفیعی، بیژن بنفشه خواه و ارژنگ امیرفضلی اشاره كرد. این هنرمندان جوان و خلاق بیش از یك دهه است كه با تمام و توان و تلاش هر كدام به سهم خود در عرصه طنز تلویزیون و سینما به فعالیت اشتغال داشته و مردم نیز خاطرات خوب و خوشی با آنان در برنامه های مختلف تلویزیونی دارند.
مهران مدیری كه به اعتقاد خیلی ها پرچمدار ارائه طنز نو در تلویزیون بوده و یك دهه كامل در این عرصه بی رقیب نشان داده است، بنظر می رسد در سراشیبی سقوط قرار گرفته و حنای او دیگر رنگی نخواهد داشت. دقیقاً همان اتفاقی كه برای مهران غفوریان در زیر آسمان شهر 3 پیش آمد برای مدیری در حال تكرار است و به تعبیری صدای كلنگ قبر طنز مدیری در تلویزیون به گوش می رسد.
باغ مظفر از همان آغاز پخش در نوعی سردرگمی و از هم گسیختگی دست و پا می زد كه تاكنون در كارهای مدیری كمتر سابقه داشته است. در حقیقت نوع سوژه ای كه دستمایه كار گروه نویسندگان و تولید قرار گرفته، از قابلیت انعطاف و پردازش مناسبی برخوردار نیست و متونی كه تا این قسمت های اخیر نوشته شده از بار طنز اندكی برخوردار بوده و ارزش فنی ضعیفی داشته است. در این میان آنچه كه در بخش نویسندگی مجموعه باغ مظفر نظرمان را جلب می كند حضور پیمان قاسم خانی بعنوان سرپرست گروه نویسندگان است كه با توجه به پیشینه ای كه از قاسم خانی در نوشتن فیلم نامه های طنز موفق در سینمای ایران سراغ داریم، جای تعجب و تعمق بسیاری دارد. هر چند كه شخص پیمان قاسم خانی در مصاحبه ای اعلام كرده كه هدف در باغ مظفر صرفاً خنداندن مردم است و دنبال ارائه پیام و مفهوم خاص و ویژه ای برای مخاطبان و بینندگان نبوده اند، اما پر واضح است كه در بخش خنداندن مردم نیز باغ مظفر توفیقی بدست نیاورده و بینندگان بی شماری را از دست داده است.
حال اینكه چرا گروه تولید بویژه تهیه كنندگان و كارگردان اصرار بر این دارند كه حتماً این چند نفر كار نوشتن متن را برعهده داشته باشند، بر ما پوشیده است. هر چند كه بنظر می رسد تجربه موفق مجموعه های «پاورچین»، «نقطه چین» و «شبه های برره» در انتخاب گروه نویسندگان تاثیر عمده ای داشته و بعبارت دیگر مهران مدیری و گروه قاسم خانی زبان همدیگر را بهتر می فهمند.
نكته اساسی دیگری كه در باغ مظفر پر رنگ تر از مجموعه ای مثل «نقطه چین» به چشم می آید تاكید بیش از اندازه و زننده بر تبلیغ انواع و اقسام محصولات بهداشتی، غذایی، لوازم خانگی و… می باشد كه دلزدگی شدیدی را برای بینندگان ایجاد نموده و این تلقی را در ذهن ایجاد می كند كه اولویت اول برای تولید مجموعه طنز باغ مظفر تبلیغ انواع و اقسام محصولات و كالا بوده و این طنز مجموعه به هم پیوسته چند تیزر و آنونس بازرگانی و تبلیغاتی می باشد كه از تلویزیون بعنوان یك برنامه تفریحی و سرگرم كننده برای خانواده ها پخش می شود. به تعبیر یك راننده تاكسی اگر تلویزیون می خواست به نصیحت مردم برای صرفه جویی در برق و آب و گاز و بنزین بپردازد ما همان تماشای سیاساكتی و آقای گاز را بر باغ مظفر ترجیح می دهیم كه این كار مدیری هیچ گونه جذابیتی برای ما ندارد.
شاید مقداری برخورد سرد و انتقاد آمیز با باغ مظفر برای برخی از بینندگان خوشایند نباشد و از این نوع برخورد گلایه مند نیز باشند كه چرا عده ای نسبت به تنها مجموعه طنزی كه از تلویزیون پخش می شود شمشیر را از رو بسته اند و تعریف و تمجیدی از آن نمی كنند تا حداقل فرصتی كه برای بینندگان در تلویزیون برای تفریح و خنده ایجاد شده از دست برود و این چراغ نیم سوز هم به خاموشی بگراید. با توجه به فقر طنز در تلویزیون انتظار و نگاه این عده از بینندگان كه مصداق ضرب المثل قدیمی كاچی بهتر از هیچی است جای تفكر و تأمل بسیاری دارد كه چرا سیمای جمهوری اسلامی برای تفریح و انبساط خاطر بینندگان در شبكه های مختلف ارجحیت را به طنز نمی دهد و بیشتر در تولید سریال های داستانی عشق و ازدواج را در اولویت قرار می دهد كه باز هم در اینگونه سریال ها نیز كمتر ازدواجی بدون حاشیه و ماجراهای پلیسی و جنایی اتفاق می افتد كه این قضیه با این نوع فرهنگ سازی در تلویزیون جای اما و اگر بسیاری دارد كه در این فرصت، فرصت بحث نیست و خود مجال دیگری را می طلبد.
به هر تقدیر مهران مدیری با مجموعه باغ مظفر بسیاری از بینندگان ثابت و دائمی خود را از دست داده و تلویزیون نیز مجموعه ای شكست خورده را در عرصه طنز تجربه كرده است كه این موضوع می تواند تلنگری برای تلویزیون جهت تجدید نظر در برنامه سازی طنز و اعتماد به جوانان، علاقمندان و افراد تازه نفس و خلاقی باشد كه وارد این جرگه شوند و به كار بپردازند. هم چنین بهانه و فرصتی نیز برای مدیری بدست آمده تا برای آنچه كه در باغ مظفر به آسانی از دست داده به تحلیل و بررسی بپردازد كه شاید به روزهای اوج خود در آینده باز گردد.
منبع: اختصاصی سینمانت
خان و خانزاده ٬ خانواده اي بي خيال والبته پولدار ٬ يک جوان ساده و افرادي زياده خواه که براي بدست آوردن باغ مظفر از هيچ کاري دريغ نمي کنند.
در مورد مجموعه «باغ مظفر» هم مثل همه کارهاي مهران مديري مطالب مختلف و کاملا متفاوتي از سوي افراد مختلف بيان شده که شايد اين گوناگوني خود از نشانه موفقيت اين کارگردان بزرگ تلويزيون ايران است.
بيان محسنات کار و دفاع از مهران مديري و گروهش هميشه در مقابل انتقاد هاي به جا و بي جاي افراد و مطبوعات مختلف قرارگرفته و همين مسئله نشان از قابل توجه بودن کارهاي مديري بوده و کارهاي وي را از بسياري آثار بي اثر و بي نتيجه تلويزيون مجزا مي سازد.
مهران مديري هميشه با شناسايي نبض مخاطب خود ٫ او را همراه خود کرده و حتي اگر در کاري مثل باغ مظفر بنا به دلايلي مجبور به ارائه تبليغات در برنامه باشد هم مي تواند مخاطب را مجذوب کار خود سازد.
شکل ارائه مطالب در ساختار طنز که در اکثر کارهاي مديري در سطوح مختلف قابل تعريف بوده و باعث برداشتهاي متعدد در کار مي شود٫ خود نشان از سبک خاص مهران مديري دارد. در باغ مظفر هم مثل بقيه کارهاي مديري طنز در لايه ها ي مختلفي ارائه شده و بيننده با توجه به دريافت خود مسايل مختلفي را برداشت ميکند. بعضي به کارهاي شخصيتها ميخندند و بعضي از حرفها و موقعيتهاي ايجاد شده با برداشتي عميق تر لبخند تلخي را به لب مياورند.
ساخت تيزرهاي تبليغاتي براي القاي پيامهاي اجتماعي به جامعه هميشه و هميشه با پس زدگي مخاطب مواجه بوده و نتوانسته تاثير کافي را بر بيننده خود داشته باشد ٬ حال اينکه مهران مديري با دستمايه قراردادن خودِ پيام ٬ توانسته راهي براي ارائه اين پيامها در قالب طنز بيابد که علاوه بر تاثير گزاري با پس زدگي مخاطب نيز مواجه نشود .
به قول بابک برزویه (عکاس باغ مظفر) تو هیچ سریال دیگه ای نمی تونید این جور گریمی ببینید. چون مخصوص باغ مظفره!!! یه جورایی جلوه های ویژه هستش این گریم منحصر به فرد!!!

<=تولد مظفرخان مظفر زرگنده!
<=خنده و در کنار غم
<=مهمان
<=گروه سرود
<=جلوه های ویژه
<=کمر درد و ناراحتی اما کار دراولویت و جلوتر از استراحت
<=شادی و عروسی
<=پیری و معرکه گیری
<=دکتر فراموش کار اون هم از نوع درجه ۱
<=خاطرات خان قلی خان
<=روح خان قلی خان
<=منصور خان فراموش کار
<=خستگی اما باز هم کار
<= عروسی خازده ای(عروسی کامران خان)
<=گروه و جمعی صمیمی و دوست داشتنی
<=و بالاخره رفیق نیمه راه
اینم دردسر والدین. نمی دونیم کامله یا نه ولی هر چی بود یی هو! گذاشتیم.
PassWord: www.arianworld.com


فقط کافیه نام اقای مدیری رو به شماره ۱۰۰۰۲۲۰۰ ارسال کنید تا ایشون از طرف اخبار شبانگاهی به عنوان چهره سال انتخاب شود.
---------------------------------------
حالا پایین رو داشته باشید!
آغاز نظرسنجی ها بهترین بازیگر مرد و زن سال ۱۳۸۵ صدا وسیما
نظرسنجی از این لحظه مورخ ۲۲/۱۱/۸۴ آغاز و تا روز ۲۲/۱۲/۸۴ مهلت دارید شرکت کنید
ماخذ :
http://holeleh.blogfa.com/post-652.aspx
| نظرسنجي | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بهترين بازيگر مرد سال 1385 تلويزيون كيست؟
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
واین هم ۲۰ کاندید بهترین بازیگر زن
مصاحبه های اقای مدیری رو می تونید این جا بخونید.
نکته : کلیه ی مصاحبه ها به صورت فایل PDF هستند. برای مطالعه فایل ها از نرم افزار آکروبات استفاده کنید. [ آکروبات را از اینجا دانلود کنید ]
□ مصاحبه با مجله کانون خانواده - فروردین 1379 (در دل و جان خانه کردی ...)
□ مصاحبه با مجله خبرسازان - اردیبهشت 1379 - (مدیری و تیترها)
□ مصاحبه با هفته نامه ایران جوان - شهریور 1379 (من موبایل فروش نیستم!)
□ مصاحبه با ماهنامه فیلم (شهرت سرطان است!)
□ مصاحبه با ایسکا نیوز (آلبوم اول آوانگارد بود، نگرفت!)
□ مصاحبه با مجله پیک سینما - نوروز 1380 - (به مردم کلک زدیم!)
□ مصاحبه با مجله سروش - دی 1381 - (یک مهران مدیری از برره!)
□ مصاحبه با مجله فیلم - دی 1381 - (تولد یک ملت - درباره ی پاورچین)
□ مصاحبه با روزنامه شرق - آبان 1382 - (من نابغه نیستم)
□ مصاحبه با روزنامه قدس - 1382 (طنز، اما نه به معنای همیشگی)
□ مصاحبه با مجله پارس کافه - 1383 (صدای بلند موسیقی کلاسیک)
□ مصاحبه با مجله چلچراغ - خرداد 1383 - (خیلی زیاد گریه می کنم)
□ مصاحبه با روزنامه ایران - شهریور 1383 - (تاثیر گذاران بر مهران مدیری)
□ مصاحبه با مجله چلچراغ - پاییز 1383 - (صدای بی صدا)
□ مصاحبه با روزنامه همشهری - اسفند 1383 - (خیلی چیزها اتفاقی است)
□ مصاحبه با کیان، مدیری فنز - مرداد 1384 - (تمام تلاشم را خواهم کرد!)
□ نامه ای به جراید - اردیبهشت 1383 - (از کودکان تا رئیس جمهور)

Download Part 2
Download Part 3
Download Part 4
Download Part 5
Download Part 6
Download Part 7
Download Part 8
Download Part 9
Download Part 10
Download Part 11
Download Part 12
Download Part 13
Download Part 14
Download Part 15
Download Part 16
Download Part 17
Download Part 18
Download Part 19
Download Part 20
Download Part 21
Download Part 22
Download Part 23
Download Part 24
Download Part 25
Download Part 26
Download Part 27
Download Part 28
Download Part 29
Download Part 30
Download Part 31
Download Part 32
Download Part 33
Download Part 34
Download Part 35
Download Part 36
Download Part 37
Download Part 38
Download Part 39
Download Part 40
Download Part 41
Download Part 42
Download Part 43
Download Part 44
Download Part 45
Download Part 46
Download Part 47
Download Part 48
Download Part 49
Download Part 50
Download Part 51
Download Part 52
Download Part 53
Download Part 54
Download Part 55
Download Part 56
Download Part 57
Download Part 58
Download Part 59
Download Part 60
Download Part 61
Download Part 62
Download Part 63
Download Part 64
Download Part 65
Download Part 66
Download Part 67
Download Part 68
Download Part 69
Download Part 70
Download Part 71
Download Part 72
Download Part 73
Download Part 74
Download Part 75
Download Part 76
Download Part 77
Download Part 78
Download Part 79
Download Part 80

فقط کافیه نام اقای مدیری رو به شماره ۱۰۰۰۲۲۰۰ ارسال کنید تا ایشون از طرف اخبار شبانگاهی به عنوان چهره سال انتخاب شود.
---------------------------------------
حالا پایین رو داشته باشید!
آغاز نظرسنجی ها بهترین بازیگر مرد و زن سال ۱۳۸۵ صدا وسیما
نظرسنجی از این لحظه مورخ ۲۲/۱۱/۸۴ آغاز و تا روز ۲۲/۱۲/۸۴ مهلت دارید شرکت کنید
ماخذ :
http://holeleh.blogfa.com/post-652.aspx
| نظرسنجي | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بهترين بازيگر مرد سال 1385 تلويزيون كيست؟
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
واین هم ۲۰ کاندید بهترین بازیگر زن





اینام یه چند تا عکس از قسمت اخر باغ مظفر. خیلی دلمون تنگ شده برای باغ مظفری ها!

| هجويه اي عليه اشرافيت سپري شده | ||
|
| ||
| پنج شنبه 26 بهمن ماه 1385 04:22 | ||
:...سريال باغ مظفر با زبان طنز و هجو ، يکي از پرتلاطم ترين دوران هاي تاريخي ايران را دستمايه خنده مردمي قرار مي داد که به واسطه شکاف زماني نسبتا زياد با آن دوران فقط مي توانند در بخشي از موقعيت هاي برآمده از نگاه هجو او به اين دوران بخندند و لذت ببرند. گو اين که مديري آنقدر رند است که بتواند در تلفيقي هوشمندانه با معضلات و موضوعات روز مخاطبش را درگير و با خود همراه کند. شلختگي در تقابل و ارتباط با خان مظفر ناخواسته اين تقابل نمونه اي و تاريخي ميان اشرافيت قجري و فرهنگ بدوي و مادون تاريخي را پررنگ و عيني مي کند. کامران در مرز اين دو دنياي پارادوکسيکال است. از يک سو به لحاظ تاريخي وابسته به فرهنگ سنتي و اشرافيت خان بازي است و از سوي ديگر درگير کار و عشقي که ناگزير به تصادم اين دو جريان تاريخي منجر مي شود. نگاه تيز مديري از يک سو اين فرهنگ را در خلوت و تنهايي اش به هجو گرفته ، از سوي ديگر در تصادم با خانواده بردبار آن را به ريشخند مي گيرد. شخصيت حيف نون در اين ميان به طرز گزنده اي بردگي را به مثابه يک فرهنگ خودخواسته به بازي و هجو مي گيرد. تيپ و شخصيت او نشان مي دهد چنين فرهنگي در اين دوران تاريخي تا چه اندازه بيشتر از آن که مولود ناگزيري باشد در مسير خود به يک خودسپاري و ارزش تبديل شده است. فروغ نيز به عنوان عزيزدردانه اين خانواده نمادي است از زن سالاري در اين دوره تاريخي و پيشينه مورد اشاره به آن و در واقع نگاه هجوآميز مديري به پديده زن را در اين دوره تاريخي برجسته مي کند. سنت گرايي نيز به مثابه يکي از ويژگي هاي اين طبقه بخوبي دستمايه شوخي هاي مديري قرار گرفته است. در واقع مديري همه ابعاد و زواياي پنهان اين اشرافيت را با زبان طنز و مطايبه به چالش مي کشد. مناسبات دروني ، مناسبات بيروني ، سنت پرستي و جزميت و مقاومت آنها در برابر هر پديده و ارزش تازه و مقاومت در ازاي تهاجم مدرنيته و ظواهر زندگي شهري ، ازدواج ، آموزش و تربيت خانوادگي ، نظم در اشل هاي مختلف ، دنياي کهنه و نو، اخلاقيات ، ادبيات گفتاري و نوشتاري و... هر آنچه در يک مجموعه به تمامي در تعريف متعارف آن مي توان به نوعي نام ارزشهاي اشرافي بر آن نام نهاد. اگرچه اين مولفه ها و همچنين نثر و دايره واژگاني خانواده مظفر در شروع سريال و قسمتهاي ابتدايي با وجود قوت و غناي طنزآميز خود کمتر خنده بر لب مخاطبان عام مي نشاند ، اما به مرور و با آشنايي مخاطبان با نشانه ها و فهم دايره واژگاني و ارزشهاي ذاتي ، اين مناسبات را بتدريج با خود همراه مي کند. باغ مظفر اما در اين اشل و قراردادها خود را متوقف نمي کند. مضامين روز و هماهنگ کردن آنها با بستر ماجراهاي اين دوره تاريخي بعلاوه پرداخت هوشمندانه و شوخي هاي ناب مديري که با استفاده از تمهيدات تصويري و کلامي و فاصله گذاري هاي تودرتو و غافلگيرکننده که با قرار دادن شخصيت راوي دست او را باز مي گذارد ، در نوع خود بداعت هاي تازه اي است که به مذاق مخاطب خوش مي آيد و هر لحظه او را غافلگير مي کند. پيامهاي به اصطلاح اخلاقي هر قسمت با تمهيد شوخي و بازيهاي کلامي و طعنه و کنايه به موضوع پيام در رسانه در نوع خود و در مقايسه با آثار جدي که به قصد القاء و انتقال پيامهاي اخلاقي و آموزشي ساخته مي شوند و متاسفانه به دليل تکرار و کليشه و ضعف ساختاري و شعاري بودن کمترين تاثير ممکن را مي گذارند ، در اين بستر ضمن فراهم کردن اسباب خنده و انبساط خاطر مخاطبان حداقل در اندازه يک تاثير آني و محترمانه کار خود را مي کنند و موجب واکنش مخاطب مي شوند.نکته قابل تعمق ديگر در باغ مظفر استفاده از کاراکترها و درآوردن آنها به وسيله بازيگراني است که از فرط آميختگي تمام و کمال با نقش و فرم بازي حتي به صورت انتزاعي موجب سمپاتي مخاطبان مي شوند. باغ مظفر را به نوعي مي توان طنز کلام و موقعيت تعبير کرد. شوخي هاي کلامي عمدتا در مناسبات دروني خانواده مظفر دنبال مي شود ، برعکس طنزهاي موقعيت که برآيند و حاصل تلاقي خانواده بردبار با خان مظفر است. در اين ارتباط مي توان به صحنه هاي دو نفره ميان خان مظفر و بردبار از يک سو و تقابل نازي و فروغ به انضمام ظرافت هاي خاص زنانه ارجاع داد که محصول اخلاقيات و خلق و خوهاي زنانه است. تلفيق اين دو موقعيت در تصادم هاي بي وقفه نازي و فروغ و بر سر موضوعات و اتفاقات و رقابت هاي مستمر بخوبي دامنه اين تلاقي را از زمينه هاي فرامتني و تاريخي به مناسبات امروزي ضميمه و منتقل مي کند.باغ مظفر با وجود اين همه ظرافت و قوت و تيزهوشي و کشش و خيلي عوامل ديگر که بر مقبوليت و کشش آن مي افزود ، در پاره اي از لحظات به ورطه تکرار و ملال مي افتاد. حسن بعضي شوخي ها و ارزش کميک آنها در لحظه و غافلگير کردن مخاطب است. تاکيد و تکرار اين شوخي ها فقط از لطف و تاثير کميک اوليه آنها مي کاهد. به نظر مي رسد همزماني توليد و نمايش سريال و الزام سرعت عمل در توليد قسمتها براي پخش شبانگاهي بزرگترين مانع براي اعمال حساسيت ها و پرهيز از تکرار و غلطيدن به لوس بازي و... شده است. ضعفهاي مجموعه را من ناشي از اين ضرورت مي دانم ؛ اما يکي از حسن هاي اين الزام استفاده از قابليت هاي خلق الساعه و روزمره براي انواع شوخي ها و احتمالا آموزه هاي اخلاقي است. مديري در بزنگاه اين ناگزيري در بالانس است. اين الزام بعضي قسمتها را به جد غني و جذاب مي کند و برخي قسمتها را ملال آور و خسته کننده. به هر حال مي توانم به جرات ادعا کنم که همه مخاطبان اين مجموعه با هر گرايش و سليقه و اخلاقيات و تفکر اعتقادي از آن لذت بردند. نفس لذت بردن از يک مجموعه را تحت هيچ شرايطي نمي توان نقد کرد. ![]() |
Download Part 1
Download Part 2
Download Part 3
Download Part 4
Download Part 5
Download Part 6
Download Part 7
Download Part 8
Download Part 9
Download Part 10
Download Part 11
Download Part 12
Download Part 13
لینک مستقیم: لینک مستقیم برای دانلو جایزه بزرگ


سری جدید باغ مظفر بدون اسپانسر و شفیعی جم:
توليد 15قسمت ديگر از مجموعه ( باغ مظفر) براي پخش در ايام نوروز به زودي آغاز مي
شود. سري اول باغ مظفر در 40 قسمت توليد شد . براساس توافق اوليه قرار بود سري اول باغ
مظفر 45 قسمت داشته باشد اما كمردرد شديد مهران مديري باعث شد تا پنج قسمت از آن به
مرحله ساخت نرسد. به دنبال انتقادات از تبليغات مهران مديري در باغ مظفر در سري جديد آن
خبري از تبليغات نخواهد بود.
سحر جعفريجوزاني در نقش فروغالسلطنه سريال باغ مظفر توانسته انتظارها را برآورده كند.
كاراكتر فروغ بدون اغراق يكي از پايههاي استحكام مايههاي طنزگونه سريال جديد مهران مديري است و جعفريجوزاني نشان داده قواعد حضور در چنين كاري را به خوبي ميشناسد.
سر به سر گذاشتنهاي فروغ و نازي (شقايق دهقان) بدون شك براي بيننده دلنشين است و جاهايي كه كامران تبديل به دست مايه قدرتطلبي آنها براي رو كمكني طرف مقابل ميشود بار طنز مجموعه را افزونتر ميكند.
البته مديري ميتواند با وارد كردن خواستگاري سمج براي فروغ از تواناييهاي بيشتر بازيگري سحر جعفريجوزاني در بهتر شدن باغ مظفر استفاده كند.
حتي اين نقش را ميتوان برعهده نيما (هادي كاظمي) بگذارد، لودگي او و خصوصيات اخلاقي فروغ حسابي بيننده را به ريسه مياندازد و حتي فرصت عرضاندام بيشتري به بردبارخان يا همان نادر سليماني خودمان در كنار شخصيتهاي ديگر مرتبط با داستان ميدهد كه در نهايت سريال را دلنشينتر خواهد كرد.
سحر جعفريجوزاني دختر مسعود جعفريجوزاني كارگردان نامدار سينماي ايران است، بله، سحر دختر خوب بابا است، دختري كه مانند پدرش هنرمند ارزشمندي است. او بازيگري را در سينما و تلويزيون تجربه كرده اما هنوز روي صحنه تئاتر نرفته است.
ناديده گرفتن تواناييهاي سحر جوزاني در سريال باغ مظفر دور از انصاف است، بايد قبول كرد اكثريت بينندههاي اين سريال فروغ را تاثيرگذار و جذاب يافتهاند بخوانيد او چه ميگويد.
• خيلي خوشحالم كه در باغ مظفر بازي ميكنم، خرسندم نقشي را بازي ميكنم كه متفاوت است، يك جور نقش منفي كه در قالب طنز شيرينيهاي ويژهاي دارد، فروغ متفاوتتر از نقشهاي قبليام است كه در تلويزيون بازي كردم و همين موضوع را برايم جذاب و شيرينش كرده، فكر ميكنم برگشتنم به تلويزيون آن هم با كاري كه دوستش دارم به موقع بود.
• بازيگر بايد براي هر نقشي توانش را بگذارد، هر نقشي را كه براي بازي كردن قبول كردهاي حتما دوستش داشتهاي، بايد براي آن زحمت بكشي و تمام توانت را به كارگيري، من هم سعي كردم تمام توانم را بگذارم.
• باغ مظفر كار خوبي است و خود من هم دوستش دارم، البته بايد بگويم كه تمام كارهاي مهران مديري را دوست دارم، از زمان ساعت خوش تا به حال، گروه نويسندههاي ايشان خيلي خوب و قدرتمند هستند، بازيگران باغ مظفر را دوست دارم و معتقدم با استعداد به حساب ميآيند، مديري جنس كار طنز را خوب ميشناسد و انتظارات مردم را به خوبي برآورده ميكند.
• كارگرداني را هم دوست دارم، در كل هنر را دوست دارم اما در حال حاضر نميشود گفت كدام يك ارجحيت دارد، نويسندگي يا بازيگري.
• از بچگي پدرم را در حال نويسندگي و فيلم ساختن ديدم، هميشه در پشت صحنه فيلمهاي پدر حضور داشتم و ايشان من را با خود ميبردند، تصويري كه هميشه از پدرم در ذهن داشتم به شدت برايم جذاب بود به دليل همين جذابيتها وارد اين وادي شدم. علاقهام به پدرم خيلي موثر بود، بزرگ شدن در چنين محيطي و تجربه چنين شرايطي من را جذب بازيگري كرد.
• شايد بخشي از هنر ژنتيكي باشد، اما خيليها هستند كه خانواده آنها هنرمند نيستند، ولي آنها هنرمند به حساب ميآيند، هم بايد ژنتيك را دخيل دانست و هم نه، يك جورايي ژنتيك موثر است و بايد علاقه و پشتكار را نيز به حساب آورد.
• پدرم خودش يك هنرمند است و عاشق كارش، از وقتي يادم ميآيد هنر يك جوري برايش به معني زندگي كردن بوده است، بدون هنر زندگي براي ايشان معني ندارد، من هم با اين تفكر بزرگ شدم، تا زماني كه به سنين جواني نرسيده بودم در فيلمهايش يكي، دو سكانسي بازي ميكردم اما چون نقشي در آن سن برايم نبود من را به نوشتن ترغيب ميكردند، پدرم ميگفت هر وقت ناراحتي و دلت ميگيرد بنويس تا سبك شوي، اما بازيگري براي من به صورت جدي جور ديگري پيش آمد.
• براي سريال آژانس دوستي مينوشتم و قرار نبود در آن بازي كنم، در يكي از قسمتها پرداختن به زندگي خصوصي يكي از رانندهها مدنظر بود و كارگرداني آن قسمتها را فرامرز قريبيان برعهده داشتند، من توضيحاتي در مورد خصوصيات اخلاقي همسر آن راننده دادم كه بايد چگونه باشد. قريبيان گفت خودت بازي كن و من به صورت جدي بازيگري را شروع كردم.
• وقتي روانشناسي بداني بيشتر از روحيات آدمهاي مختلف سر در ميآوري. دانستن روانشناسي به هر نوع هنري كمك ميكند، به طور مثال وقتي موزيسيني، روانشناسي بداند بهتر ميتواند اثري ارائه دهد كه مخاطب را جذب كند حتي يك گريمور اگر به روانشناسي آشنايي داشته باشد به طور حتم نتيجه كارش بهتر خواهد شد، اين موضوع در مورد طراحي لباس يا كارهاي ديگر هم صدق ميكند، شماي خبرنگار نيز اگر روانشناسي بدانيد بهتر ميتوانيد من را به حرف زدن ترغيب كنيد.
• تمام كارهاي پدرم را دوست دارم، برخي از «راشهاي» در چشم باد را ديدهام و فكر ميكنم جزو بهترين كارهاي پدرم باشد. «در مسير تندباد» و صميميت و سادگي فيلم «جادههاي سرد» را نيز ميپسندم.
• پدرم نقش مهمي در زندگيام داشته، از بچگي برايم قصه ميگفت، از وقتي يادم ميآيد كتاب ميخواند و باعث ميشد من هم كتاب بخوانم، هميشه نوشتههايش را براي من ميخواند و ميگفت كه هنر نقش خيلي مهمي در زندگي آدم دارد، از پدر ياد گرفتم كه با هنر ميتوان روي مردم تاثير گذاشت و آنها را متوجه خيلي چيزها كرد، تاثير او روي زندگي من خيلي عميق بود، من عاشق پدرمم.
• آدم فقط يك بار به دنيا ميآيد و يك بار هم ميتواند زندگي كند من هم از اين قاعده مستثني نيستم. بايد به بهترين شكل از فرصت زندگي كردن استفاده برد، زندگي با همه خوبيها و بديهايش قشنگ است.
• در ترافيك بودن نيز آدم را خسته ميكند، وقتي مريضم و... اينها ساعتهاي ناراحتي من است البته اينها همه جزيي از زندگي است و وجود دارد.
• در سال 1357 در سانفرانسيسكو به دنيا آمدم. با اينكه در سانفرانسيسكو به دنيا آمدم اما كاملا ايراني بزرگ شدم چون در سن پنج سالگي آمدم ايران، پدرم از بچگي راجع به كوه دماوند با من صحبت ميكرد و قصه ضحاك مار به دوش را برايم تعريف ميكرد البته به گونهاي كه براي يك بچه قابل درك باشد، با اينكه ميروم و برميگردم اما ترجيح ميدهم در ايران زندگي كنم و خودم را ايراني ميدانم.
• بله، بچه كه بودم ژيمناستيك ميرفتم، با پسرعموهايم فوتبال بازي ميكردم. به نظرم ورزش لازم است چون همانقدر كه سلامت روح اهميت دارد، سلامت جسم نيز به يك هنرمند در طي كردن پلههاي ترقي و موفقيت كمك ميكند. بازيگر بايد در كنار روحي سالم، جسمي سالم نيز داشته باشد. با ورزش ميتوان از سستي و كرخي فاصله گرفت.
• عاشق تماشاي فوتبال هستم.
• هر وقت فوتبال پخش شود و بازي خوبي باشد نگاه ميكنم، فرقي ندارد داخلي باشد يا خارجي، اما براي ديدن جامجهاني يا دربيهاي استقلال و پرسپوليس برنامهريزي ميكنم تا تماشاي آنها را از دست ندهم.
• از ديدن بازيهاي منچستريونايتد لذت ميبرم، به بازي برزيل هم علاقه دارم اما عاشق تيم ملي فوتبال ايرانم.
• هميشه فكر ميكنم تيم ملي بايد براي خوب بازي كردن غيرتي شود، بازي با استراليا را فراموش كردهايد، تعصب و انگيزه ايراني كه تبلور يافت، غيرممكن را به ممكن تبديل كرد. براي موفقيت فوتبال ملي در كشورما بايد جدا از تاكتيك تيمي و تكنيك انفرادي راهي پيدا كرد تا تعصب بازيكنان بارور شود.
• به غير از بازي با استراليا كه شهره خاص و عام است و ديدار ايران و آمريكا كه كلي كيف كردم، بايد به دو بازي با كرهجنوبي اشاره كنم. يكي آن بازي 6 بر 2 كه علي دايي چهار تا گل زد، يكي هم پيروزي 4 بر 3 در جام ملتهاي چين كه علي كريمي سه گل زد، آن هفت گل دايي و كريمي به كره فراموشنشدني است.
• توپ فوتبال گرد است و هيچ چيز قابل پيشبيني نيست. در همه اين سالها علي دايي به فوتبال ما خدمت كرده و با تمام وجود توانايياش را براي سربلندي تيم ملي به كار برده است. اين درست نيست كه غيرمنصفانه با او برخورد كنيم. نبايد عملكردش در سطح ملي را به راحتي به فراموشي بسپاريم اما در مورد اينكه چه تيمي قهرمان ليگ برتر ميشود، بايد گفت پيشبيني خيلي زود است.
---------------------------------------
با sms مهران مدیری رو به عنوان چهره سال انتخاب کنید.
فقط کافیه نام اقای مدیری رو به شماره ۱۰۰۰۲۲۰۰ ارسال کنید تا ایشون از طرف اخبار شبانگاهی به عنوان چهره سال انتخاب شود.
---------------------------------------
حالا پایین رو داشته باشید!
آغاز نظرسنجی ها بهترین بازیگر مرد و زن سال ۱۳۸۵ صدا وسیما
نظرسنجی از این لحظه مورخ ۲۲/۱۱/۸۴ آغاز و تا روز ۲۲/۱۲/۸۴ مهلت دارید شرکت کنید
ماخذ :
http://holeleh.blogfa.com/post-652.aspx
| نظرسنجي | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بهترين بازيگر مرد سال 1385 تلويزيون كيست؟
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
واین هم ۲۰ کاندید بهترین بازیگر زن
این مطلب از خانواده سبز تهیه شده تکیه ای از این مطلب مربوط به مهران مدیری بود که این تیکه رو رنگی کردیم که معلوم باشه.

سينما و موسيقي در ظاهر دو مقوله جدا در دنياي هنر است، اما در باطن دو جزء پيوسته به يكديگر هستند، شايد در طول تاريخ سينماي دنيا، كمتر فيلم يا مجموعه، حتي مستندي ديدهايد كه تركيبي از موسيقي در آن نباشد، چرا كه دنياي سينما بدون موسيقي به بيننده لذت نميدهد، به هر حال طي گذشت سالها از عمر اين صنعت، بودند افرادي كه سعي كردهاند در هر دو شاخه به فعاليت بپردازند، امروزه بازيگران نامي هاليوود خود در صف خوانندگان هستند يا
![]() |
بالعكس، خوانندگان معروف خود يك پا، بازيگر ماهر هستند، اين روند بيشتر از دهه 1960 ميلادي به وقوع پيوست كه موسيقي و دنياي سينما، به طرزي عجيب در يكديگر عجين شدند و اين روند چنان ادامه داشت كه بيننده در دهههاي هشتاد و نود ميلادي ديگر توجه نميكرد كه آن شخصي كه در حال بازي است، بازيگر است يا خواننده، نكته جالب در مورد اين بحث اين است، كه اين وضعيت تنها در سينماهاي هاليوود يا باليوود به چشم نميخورد، بلكه در هنر ايران هم بارها ديده شده است، پيش از انقلاب كه معمولا در اغلب (فيلمهاي فارسي)، اوضاع بدين گونه بود و دو مقوله سينما و موسيقي دو بخش جدا ناپذير از هم بودند، اما پس از انقلاب، از آنجا كه سبك و سياق فيلمهاي توليدي تفاوت كرد، ديگر بين بازيگران و خوانندهها جدايي افتادا و اگر هم ارتباطي بود، در همان معناي كلاسيك آن به چشم ميخورد، يعني بخشهايي چون موسيقي متن فيلمها و يا خوانده شدن ترانهاي بر روي تيتراژ فيلمهاي سينمايي و يا مجموعه تلويزيوني كه فردي خواننده، بر روي فيلمهاي سينمايي ترانهاي را ميخواند... اما رفته رفته اين حكايت، هم با گذشت سالها، كمي دچار دستخوش شد، شايد زماني كه (محمدرضا فروتن) به عنوان بازيگر سينماي ايران، در فيلم سينمايي (شب يلدا) به كارگرداني (كيومرث پوراحمد) آوازهخواني كرد، خيليها با آن غريبه بودند، چرا كه سالها چشمانشان چنين صحنهاي نديده بود و يا (امين حيايي....) كه در فيلم سينمايي بوي بهشت خواند و بعد هم با همين نام آلبومي روانه بازار شد كه ترانههاي حيايي در آن به چشم ميخورد
گرچه بايد اشاره داشت، اولين شخص دو هنره در ايران، كسي نبود جز (رضا رويگري) كه ترانه (ا...اكبر) را در روزهاي آغازين انقلاب 57 خواند و پس از آن ديگر جامعه هنري با چنين موردي مواجه نشد... در اواخر دهه هفتاد و اوايل دهه هشتاد، با پررنگتر شدن موسيقي پاپ، به خصوص از سال 1376 به بعد، مردم كمي با اين مسئله عاديتر برخورد كردند... اما در اين وادي در طول سالهاي اخير اين بيشتر بازيگران بودند كه به صف خوانندگان پيوستند، زماني كه مهران مديري بازيگر و كارگردان مطرح طنز، آلبومي با نام (از روي سادگي) روانه بازار كرد و به دنبال آن يك كنسرت برگزار كرد، اين بحث در ميان محافل هنري، جاي خود را بيشتر باز كرد... تا جايي كه پاي (پرويز پرستويي) و (خسرو شكيبايي) در آلبومهاي مرحوم (ناصر عبدالهي) به دنياي موسيقي كشيده شد، البته در مقام دكلمه اشعار... در همين گير و دار بود كه پاي (رسول نجفيان) بازيگر باسابقه تئاتر، تلويزيون و سينما هم به موسيقي كشيده شد، آلبوم (بيبي جان) در همان زمان شديدا مورد استقبال قرار گرفت و ديگر علاقهمندان به هنر دريافتند كه هنرمندان در هر دو مقطع ميتوانند
![]() |
استعدادهاي خود را بروز دهند... و يا فرهاد مهاديان بازيگر سينما و تلويزيون كه چندي پيش آلبوم (مصلوب عشق) خود را روانه بازار كرد. اما بمب خبري آن سالها مربوط بود به پيوستن (محمدرضا گلزار) خواننده همراه و نوازنده گروه آريان به دنياي سينما كه البته گلزار، از نسل اهالي موسيقي بود كه به صف بازيگران، پيوست...
حضور رضا گلزار با چهره مطرح خود در وادي هنر هفتم باعث شد كه ديگر بينندگان سينما و شنوندگان موسيقي به اين باور برسند كه يكبار ديگر ميتوان بين اين دو هنر كه طرفداران زيادي در سطح جهان دارد، پيوندي ناگسستني به وجود آورد. و همينگونه هم شد... شايد حال اگر در محافل هنري بشنويد كه فلان بازيگر به صف خوانندگان پيوست و يا برعكس دچار تعجب نشويد... آنچه كه خوانديد و به آن اشاره شد، گوشهاي بود از ارتباط بين هنر هفتم و موسيقي كه شديدا اين روزها مورد توجه محافل مختلف هنري از جمله محافل مطبوعاتي است... اما در دو، سه سال اخير گروهي از چند جوان تشكيل شد كه در يك ساختارشكني، براي اولينبار، اولين آلبوم خود را تحت دو آلبوم 1 و 2 روانه بازار كردند، اين جوانان نام گروه خود را (سون)7( ) گذاشتند و از آنجا كه برادر شهاب حسيني، (مهدي) خود از اعضاي اين گروه بود، و به عنوان خواننده و آهنگساز در آن حضور داشت، توانست پاي برادر خود را به اين گروه بكشاند، از طرفي شهاب حسيني خود، پيش از آغاز بازيگري در سينما و تلويزيون، از مجريان خوب بود و صداي زيبايي داشت، توانست با اين گروه همكاري كند... استقبال از آلبوم (سون) با وجود بازار نه چندان خوب موسيقي، قابل توجه بود و حالا اين گروه، به زودي دومين آلبوم خود را باز هم به شكل دو آلبوم تحت عنوان هاي 3( و )4 روانه بازار خواهند كرد، آهنگسازي و تنظيم ترانهها و همچنين اشعار باز هم توسط بچههاي گروه انجام گرفته است. و اين امر باعث شده است كه آنان بتوانند به راحتي با يكديگر ارتباط برقرار كنند.
اما آلبومهاي جديد گروه سون تفاوتي با آلبومهاي قبلي دارد، چرا كه دو عضو جديد، از همان نسل بازيگر را به خود اضافه كرده است، اولي (امين زندگاني) است، بازيگري كه شاهد نقشهاي فراواني از او در مجموعههاي تلويزيوني و فيلمهاي سينمايي بوديم و همچنين عضو ديگر اين گروه كسي نيست جز (اميرحسين مدرس...) مجري، بازيگر تئاتر، تلويزيون و سينما كه بارها صداي او را بر روي تيتراژ مجموعههاي مختلف تلويزيوني شنيدهايم... اين در حالي است كه اميرحسين مدرس چندي پيش، اولين آلبوم خود را به تنهايي به نام (ماه ني) كه يك اثر مناسبتي در رابطه با ماه محرم بود را روانه بازار كرد... مدرس از آن دست هنرمندان بااستعدادي است كه بارها در برنامه (صبح جمعه با شما) با صداي خود، لذت را به گوش (شنوندگان) هديه داد، حال اين سه، با كمك ديگر جوانان گروه در حال پايان تهيه و توليد آلبومهاي جديد (سون) هستند... اما بد نيست حالا كه سوژه جلد اين شماره خانواده سبز، عكس اعضاي گروه سون شد، نظر اين سه هنرمند هنر هفتمي يعني شهاب حسيني، امين زندگاني و اميرحسين مدرس را در رابطه با پاپ جويا شويم و اينكه آنها در گروه سون چه نقشي دارند.در اينباره شهاب حسيني ميگويد: (من بهطور حتم سعي ميكنم حالا كه موسيقي را هم در كارنامه هنري خود اضافه كردهام، كارم را به شكل گروهي ادامه بدهم...) وي اضافه ميكند در آلبوم جديد، برعكس آلبوم گذشته، تنها دكلمه نميخوانم و دو قطعه را به طور كامل ميخوانم... گرچه وي اضافه ميكند، البته به صورت مستقل به همراه ماهان حيدري و برادرم (مهدي) كاري را آماده كردهايم كه قرار است پس از گرفتن مجوز روانه بازار شود.. اين در حالي است كه قرار است فيلمي 60 دقيقهاي ساخته و در آن گروه سون به طور كامل معرفي شود...
![]() |
آلبوم 3( و )4 گروه سون قرار است، پس از عيد روانه بازار شود همچنين امين زندگاني ميگويد: (به خواندن در قالب گروه بيشتر اعتقاد دارم، بهخصوص اينكه تجربه اول است، چرا كه مردم در حال حاضر خيلي مشكلپسند هستند، گرچه در آلبوم جديد سون من به همراه اميرحسين مدرس قطعاتي را به همراه يكديگر ميخوانيم)، از طرفي مدرس ميگويد: (من سعي ميكنم در قالب كار گروهي همكاري خود را با سون ادامه بدهم، چرا كه بچههاي اين گروه به اضافه دوستانم، امين و شهاب از استعداد خوبي برخوردار هستند، حتم دارم، زماني كه آلبوم روانه بازار شود، علاقهمندان از شنيدن آن لذت ببرند...)هر سه اين هنرمند، زندگاني، مدرس و حسيني در پاسخ به اين پرسش كه نظر شما در رابطه با حضور بازيگران سينما در وادي موسيقي چيست، ميگويند: (هنر حد و مرز نميشناسد، هر كسي كه توانايي در خود احساس ميكند، ميتواند، استعدادهاي خود را در مرحله امتحان بگذارد) آنها بر اين باورند كه خواندن خللي در كار هنريشان ايجاد نميكند، مگر اينكه مردم از صداي آنان استقبال نكنند.
آنچه خوانديد، اشارهاي بود به حضور بازيگران سينما در وادي موسيقي، آيا ستارههاي ديگري به اين صف خواهند پيوست؟ بايد به انتظار نشست.
اعضــــاي ســـون
ماهان حيدري: مدير گروه، ترانهسرا و اجراي دكلمه تعدادي از ترانهها
سيدمهدي حسيني: آهنگساز، تنظيمكننده و خواننده
مهدي اردلان: آهنگساز، تنظيمكننده و خواننده
علي آتشافروز: آهنگساز، تنظيمكننده و خواننده
ميثم پويانفر: آهنگساز و خواننده
شهاب حسيني
امين زندگاني
اميرحسين مدرس
تیزر تبلیغاتی شام عروسی که محمدرضا هدایتی یک تکه رو اجرا می کنه که خیلی توپه!
دانلو نکنید از دستون واقعاً رفته!.
راستی به شکلهای مختلف گذاشتیم که همه دانلود کنند.

تنها ۸ قسمت از نقطه چین برای دانلود موجود می باشد همین!
Download Part 1
Download Part 2
Download Part 3
Download Part 4
Download Part 5
Download Part 6
Download Part 7
Download Part 8
PassWord:
www.arianworld.com
لینک مستقیم:لینک مستقیم برای دانلود نقطه چین

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اخبار شبانگاهی قراره چهره سال رو به انتخاب بینندگان انتخاب کنه. قرار شده هر کس که می خواد اسم فرد مورد نظرش رو با sms ارسال کنه. اگه همه طرفداران اسم اقای مدیری رو ارسال کنند مطمئنا می تونیم اقای مدیری رو چهره سال ۸۵ کنیم.
پس کسانی که می خواهند اقای مدیری به عنوان چهره سال انتخاب بشه به شماره ۱۰۰۰۲۲۰۰ نام اقای مدیری رو sms کنند.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
این چند روز خیلی سرمون شلوغه. به زودی ارشیو موضوعی و پیوند ها رو یه کم باید مرتب کنیم و اکثرا شب ها بروز می کنیم این چند روز رو.
در مورد اورچین هم اینو بگیم که فقط۱۳ قسمت برای دانلود هست. همین!
www.arianworld.com

اخبار شبانگاهی قراره چهره سال رو به انتخاب بینندگان انتخاب کنه. قرار شده هر کس که می خواد اسم فرد مورد نظرش رو با sms ارسال کنه. اگه همه طرفداران اسم اقای مدیری رو ارسال کنند مطمئنا می تونیم اقای مدیری رو چهره سال ۸۵ کنیم.
پس کسانی که می خواهند اقای مدیری به عنوان چهره سال انتخاب بشه به شماره ۱۰۰۰۲۲۰۰ نام اقای مدیری رو sms کنند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------
اینم عکس قل مراد خودمون در <ترش و شیرین> رضا عطاران
قل مراد داره فکر می کنه!

به زودی زودتر از اون چیزی که فکرشو کنید شب های برره و نقطه چین و پاورچین و جایزه بزرگ رو برای دانلود می ذاریم امیدواریم که لذت ببرید. منتظر باشید!
راستی اگه کسی قسمتی از باغ مظفر رو دوست داره و نمی تونه همه قسمت ها رو دانلود کنه می تونه مشخصات اون قسمت رو بگه تا شماره اون قسمت رو بهش بگیم که حداقل بتونه قسمتی رو که خیلی دوست داره داشته باشه. البته ما خودمون هنوز باغ مظفر رو به طور کامل نداریم ولی سعی می کنیم که بتونیم کمکتون کنیم.
لینک مستقیم: لینک مستقیم دانلود باغ مظفر
Part 1
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 2
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 3
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 4
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 5
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 6
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 7
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 8
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 9
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 10
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 11
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 12
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 13
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 14
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 15
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 16
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 17
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 18
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 19
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 20
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 21
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 22
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 23
OR
Part 25
OR
----------------------------------------------------------------------------------------
Part 26
OR
OR
---------------------------------------------------------------------------------------
Part 31
OR
Part 33
OR
Part 34
OR
Part 35
OR
OR
Part 37
OR
Part 38
OR
Part 39
OR

------------------------------------------------------------------------------------------------
از کلیله و دمنه تا باغ مظفر
امروز یکی از بچه ها می گفت دیروز سر کلاس استاد داشت یه مطلب از کلیله و دمنه می خوند رسید به یه قسمت داستان فعل های داستان شد شبه حرف زدن منصور خان! هر کدوم از بچه ها رو که نگاه می کردی صورتشون قرمز شده بود از بس خندشون رو نگه داشته بودن رسید به اخر مطلب استاد زیر چشمی بچه ها رو نگاه کرد و خط اخر رو خوند که اخرین کلماتش مظفر و منصور نوشته بود. استاد که فهمیده بود بچه ها از چی دارن یواشکی می خندن یه نیش خند زد . با نیش خند استاد کلاس از خنده منفجر شد. اخه درست حرف زدن استاد شده بود مثل منصور خان!

ترم قبل هم استاد گفت که من خودم یه استاد داشتم که خیلی دوستش داشتم. داشت ازش تعریف می کرد که یی هو(به قول بردبار خان) یکی از بچه ها برگشت گفت یعنی اون استادتون از شما هم بهتر بود؟ استاد تا ۵ دقیقه مثل مظفر خان شده بود وقتی نازی ازش تعریف می کرد. فشارش یی هو افتاد!!!
عکس های زیر هم به خاطر اینه که نظرسنجی در مورد اقای انصاریه.


ماهنامه ی دنيای تصوير – شماره ی 154 – بهمن 1384 – محمد آقا زاده
مهران مديری به تمامی پديدارشناسی روح ايرانی را به نمايش می گذارد : جدايي از قدرت ، در عين وفاداری به آن ، جدی گرفتن زندگی در عين مضحک شمردن آن مکشوف کردن پلشتی و زشتی ها و بهره گرفتن از همين زشتی ها در جهت جلب مخاطب و ماندن در آنتن تلويزيون . او در يک قدمی نبوغ از آن فاصله می گيرد و طنز اجتماعی و گزنده اش اسير تکرارهای بی ثمر می شود . او کيست ؟ چگونه می توان درباره اش سخن گفت ؟ چگونه می توان با يک واژه و نام گذاری تکليف خود را با اين مجموعه ساز روشن کرد ؟
مهران مديری چيزی از شهرت کم ندارد ، در جايگاهی ايستاده است که بسياری را برمی انگيزد که حسودانه طرد و نفيش کنند ، اما حاميانش هم بدون لکنت نمی توانند هر آنچه می خواهند درباره اش بگويند و هميشه چند اما واگر برای خود نگاه می دارند .مديری يک گام از روح ايرانی تعالی نمی جويد ، همانگونه که يک قدم از آن فاصله نمی گيرد . برای تداوم حضور در رسانه ی تلويزيون هر سفارشی را می پذيرد و در هر شکافی که می يابد بيشتر بر پلشتی هامی زند .
وی بنيانگذار سبک جديدی در طنز است ، اين سبک را با همکاری رفقايش ارتقا داد . تنها او بود که می توانست چاپلوسی و . . . را از سطح ناخودآگاه به سطح خودآگاه بکشاند و در يک عمليات معکوس آن را عادی سازد ، به گونه ای که امروز پاچه خواری ( نام جديد و پذيرفته شده ی چاپلوسی ) بدون تعارف و شرم شرقی رواج می يابد و هيچ عرق شرمی را بر جبين نمی نشاند . " برره " نام شهری جديأ نيست ، بلکه نام بی نقالب رفتارهای جمعی ماست . به اين دليل در مواجه با آن احساس بی گانگی نمی کنينم . جغرافيای ذهن ما همان برره است . مديری همان هست که هست ، نمی توان انتظار داشت به گونه ای ديگر عمل کند . او مُهر ونشان از جامعه ی خود دارد و آن را همان گونه که هست به نمايش می گذارد . اکنون در اوج قله ی رفاه و شهرت شايد خود را بی نياز از منتقدان بداند و فارق از آنچه آنها می گويند راهش را ادامه دهد ، ومدام تصوير درشتش را برصحنه ی تلويزيون بتاباند . همين خودشيفتگی و نمايش گری و طرد و نفی منتقد ها بخشی از روح ايرانی ست .
امروز سخن گفتن از مهران مديری سخن گفتن از ايرانيان در معنای روانشناختی جمعی آن است ، ما خود را ملتی با هوش ، ميهمان نواز ، مبتکر وخلاق می دانيم ، ولی هميشه گرفتار خود می مانيم .خودی که در اوج اعتماد به نفس هنوز خويشتن خويش را باور ندارد ومدام می خواهد بهع اثبات خويش بپردازد و حتی در خلاقيت ، نقد و سازگاری افراط می کند . یافتن تعادل و نقطه ی ثقلی که در آن آرام بگيريم ، کاری دشوار و دور از زمانه است و نمی توان انتظار داشت مديری از اين گردونه به سالمت بجهد ولی می توان با قاطعيت براين نکته انگشت گذاشت که مديری طنز را به دو دوره ی قبل و بعد از خود تقسيم کرده است . او در سير خودانگيخته ی رويدادها و داستامش جلو می رود ، تنها در يک طرح کلی مسئله را می يابد و اجازه می دهد زندگی طبيعی در مجموعه های تلويزيونی اش شکل بگيرد و بسط يابد . در کنش و واکنش با محيط و مديرانش ادامه می دهد تا انرژی طبيعی و غير طبيعی مجموعه تمام شود بعد آن رابا اکراه رها می کند و بعد مجموعه ای ديگر ، مجموعه ای که ادامه ی مجموعه ی قبلی ست ، هر چند نام ها ، مکان ها و . . . تغيير می کند . پديدارشناسی روح ايرانی بااو خود را باز می يابد و ما موظفيم مرتب تعقيبش کنيم تا راه به خود آگاهی بکشيم و بعد آن را به زبانی ديگر ترجمه سازيم . اين وظيفه ی ماست نه مديری !

این نوشته از وبلاگ davoodabadi.blogfa.com هستش ایشون نویسنده دفاع مقدس هستند.
خیلی باحاله ها...

چیه جا خوردین؟
مگه من چمه؟
بله می دونم که منتظر بودین تا سفرنامه مکه و خرمشهر و ... رو براتون بنویسم.
ولی هم تنبلی اجازه نداد، هم این که یکی از بچه های باحال برام پیغام گذاشته بود و خلاصه یه جورایی نوشته بود انگاری من دل ندارم و همش با آدمای ترسناک می پرم!

خب منم حساس! برای این که ثابت کنم که منم دل دارم و اهل ذوق و شوق هنری هستم و مثلا با "علیرضا عصار" خواننده باحال پاپ، کلی رفیقم و کنسرت اون و "فرمان فتحلیان" هم رفتم و با خانم "رخشان بنی اعتماد" هم آشنا هستم و سر فیلم "ننه گیلانه" کلی باهاش صحبت و همفکری و راهنمایی داشتم و ... این گزارش رو می نویسم. می خواد خوشتون بیاد می خواد ...
القصه! بعد از این که سال گذشته به لطف و زحمت رفیق باحالم "سیامک انصاری" با خونواده رفتم سر صحنه "شب های برره" که خیلی هم حال داد و خوشم اومد، بنا بر قولی که آقا سیامک داده بود، بهش زنگ زدم و قرار شد روز عید قربان – یکشنبه 10 دی ماه – بریم سر صحنه "باغ مظفر" در منطقه قلهک خیابان یخچال – بقیه اش رو نمی گم که یاد نگیرین.

زیاد آب و تابش ندم. همون دم در که وارد شدیم، مثل همیشه، با ادب و احترام عوامل روبه رو شدیم. آقا سیامک که آمد، نشستیم پهلوی "محمد صدری" از دوستان، همکاران و همرزمان شهید "سیدمرتضی آوینی" که "ناظر کیفی" سریال باغ مظفره و یه چایی داغ خوردیم.
خودتون هر شب سریال رو می بینین. نمی خوام زیاد از اون بگم. ولی یه نکته خیلی قشنگ توی این سریال هست که حتما شما متوجه اون نخواهید شد.
برخلاف روابط تند، سرد و اختلاف آمیزی که در شخصیت های سریال های هنرمند بزرگوار "مهران مدیری" به چشم می خورد، در پشت صحنه روابط و برخوردها آن قدر گرم و احترام آمیز است که من فقط به آنها غبطه می خوردم.
کسی دیگری را با تندی و بی ادبی صدا نمی کند. کسی پشت سر کسی غر و نق نمی زند.
و جالب این که همه روابط و ضوابط اجتماعی رعایت می شود.
ماشاالله سیامک انصاری که با اون ادب و احترامش من یکی را آب می کند. قشنگه، هر موقع بهش زنگ می زنم یا می بینمش، میگه که با عصار ذکر خیرت بود. که نهایت لطف جفتشونه.
چیه فکر کردین این قدر محبت و احترام ندیدم که با یک حاج آقا گفتن و تحویل گرفتن، خودمو باختم؟!
نخیر! اون قدر توی جمع های خودمون بی ادبی و بی احترامی دیدم – البته نه دوران جبهه و جنگ – که دیدن یک آدم محترم و مودب برام شده بود افسانه!
راست میگین! خودمم خیلی بی ادب شدم. ولی همه اینا از تاثیر دوستان نابابه!
بگذریم.
خیلی دوست دارم از ادب و احترام بچه های باغ مظفر به همدیگه و دیگران بنویسم، ولی می ترسم فکر کنین دارم "پاچه خواری" می کنم!
ولی باور کنین این جوری نیست. نه من به اونا نیاز دارم، نه اونا به آدم بی خاصیتی مثل من!
جاتون خالی. یکی دو ساعتی بودیم و عکس و فیلم گرفتیم و کیف کردیم و آخر سر از همه بخصوص مهران مدیری عزیز که با اون حال خرابش و دیسک کمر که کلی اذیتش می کنه ولی دست از کار نمی کشه، خداحافظی کردیم که برویم.
این "جمشید" همین "علی لک پوریان"، عجب باصفاست. بیخود نیست هم خودم و هم بچه هام از بازیش توی همه سریال ها خوششون میاد. آدمی با محبت و مهربون که خیلی به دلم نشست.

"نادر سلیمانی" همین آقای بردبار که دیگه نگو. همتای فیزیکی خودم. درست مثل سیامک انصاری، اصلا نقش بازی نمی کنه بلکه خودش رو نشون میده!
خلاصه جاتون حالی.
امیدوارم حداقل از ادب و منش اونا یه چیزایی یاد بگیرم.

خب فقط سلام بعله اميرخان ژوله هم هفته گذشته به منم گفت كه شروع مي كنيم از اواخر بهمن
............ ...... ......


.jpg)




















:...سريال باغ مظفر با زبان طنز و هجو ، يکي از پرتلاطم ترين دوران هاي تاريخي ايران را دستمايه خنده مردمي قرار مي داد که به واسطه شکاف زماني نسبتا زياد با آن دوران فقط مي توانند در بخشي از موقعيت هاي برآمده از نگاه هجو او به اين دوران بخندند و لذت ببرند.



این تم ها مخصوص گوشی های سری 60 است.
برای دانلود بر روی
پسورد : www.ir-tci.org ( به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید )

















