تبليغاتX
باغ مظفر و برره ای ها
منوي سايت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازي
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها
  • مترجم و طراح قالب

  • این وبلاگ به عنوان عضو کوچکی از طرفداران استاد مهران مدیری به حمایت از ایشان می پردازد.
    مدیران وبلاگ: مظفرخان_ منصورخان
    -----------------------------------
    برای بهبود سطح کیفی وبلاگ نظر یادتون نره!

    آرشيو موضوعي
    نويسنده
    جستجو
    جستجو در گوگل
    جستجو در همين صفحه


    آمار سايت
    »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati







    Sat 20 Jan 2007
    دو مطلب از بانی فیلم درباره باغ مظفر رو می تونید در زیر بخونید.

    صفحه 10

    صفحه11

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 35 | Topic : مطالب روزانه
    Sat 20 Jan 2007
    همون طور که قول داده بودم این هم گالری شماره۳.

    خدایا مهران مدیری را تا همیشه برای ما نگه دار.

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 34 | Topic :
    Sat 20 Jan 2007
    ۲ تا کلیپ توپ از باغ مظفر که عکس های اون در پایین هست. دانلود کنید و لذت ببرید.

    به نظر من همین کلیپ های کوتاه هم حالا که باغ مظفر تموم شده غنیمته!

    لاک پشت کامران(فریبرز) و سرود کارت هوشمند سوخت

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 33 | Topic :
    Sat 20 Jan 2007
    طالبي‌‌نژاد: باغ مظفر خيلي زود از مسير اصلي خود خارج شد .

    خبرگزاري فارس: احمد طالبي‌نژاد، منتقد سينما و تلويزيون معتقد است مجموعه "باغ مظفر" با نگاهي تازه و اميدوار كننده آغاز شد، اما خيلي زود از مسير اصلي خود خارج شد و به سردرگمي افتاد.

    وي در توضيح اين مطلب به خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:" اين مجموعه شروعي اميدوار كننده داشت، زيرا به نظر مي‌رسد نوعي اشرافيت ساختگي در ميان برخي از اقشار جامعه در حال شكل گيري است و انتخاب اين سوژه نشاندهنده تيزهوشي مديري و تيم او بوده، اما مجموعه خيلي زود دچار نوعي سردرگمي شد و شخصيت‌هايي وارد داستان شدند كه جايگاهي برايشان تعريف نشده بود."
    طالبي افزود:" مجموعه خيلي زود انسجام ساختاري و داستاني خود را از دست داد و داستان اصلي در ميان بگو مگوهاي راوي و شخصيت‌ها فراموش شده است و در دل داستان اصلي داستان‌هاي فرعي و بي‌ربط بسياري ايجاد شد."
    اين منتقد با اشاره به حجم بالاي تبليغات در مجموعه جديد افزود:" آن اوايل به‌ويژه به دليل تبليغات عمومي فكر مي‌كردم مديري از چه شيوه مليحي براي تبليغات در لابه‌لاي برنامه استفاده مي‌كند، اما اخيراَ مي‌بينيم كه قضيه به گونه‌اي ديگر شده است، يعني به قول خود مديري او در واقع براي كالاها برنامه مي‌سازد."
    وي عامل اصلي ضعف مجموعه "باغ مظفر" را نويسندگان متوسط مي‌داند و مي‌گويد:" وجود چند نويسنده براي مجموعه‌هاي طنز، آن هم براي هر شب خيلي خوب است، اما مديريت كلي بر اين نويسنده‌ها خيلي مهم است. نويسنده‌هاي مجموعه به غير از يكي دو تا ا زآنها متوسط هستند. مسئوليت نهايي در هدايت اين نويسنده‌ها خيلي مهم است كه مديري بايد در اين زمينه بيشتر تلاش مي كرد."


    سعادت: چيزي به عنوان طنز در باغ مظفر باقي نمانده بود .

    خبرگزاري فارس: مريم سعادت، بازيگر سينما و تلويزيون گفت: «باغ مظفر» تنها مجموعه‌اي از تبليغات را به نمايش گذاشته كه درميان آنها تعدادي از هنرمندان محبوب مردم هم كارهايي انجام مي‌دهند كه نام آن را نه مي‌توان طنز گذاشت نه قطعات نمايشي.

    اين بازيگر مجموعه‌هاي طنز تلويزيون در مورد شخصيت‌پردازي در سريال‌هاي مهران مديري گفت: ‌مسئله‌اي كه من با كارهاي آقاي مديري دارم اين است كه شخصيت‌پردازي خانم‌ها در سريال‌هاي ايشان بسيار غير معمول و ضعيف است.
    وي معتقد است شخصيت پردازي خانم ها از اولين سريال‌هاي مديري تا كنون به گونه اي است كه شخصيت خانم‌ها بيشتر سربه‌زير و نادان تصوير شده است يا روحيه تهاجمي دارند و هرچه هستند به انسان‌هاي عادّي شباهت ندارند.
    سعادت باانتقاد از حجم تبليغات اين مجموعه نيز اضافه كرد: با اين همه تبليغ در سريال ديگر چيزي به عنوان كار طنز در اين سريال باقي نمانده است.



    چيستا يثربي: باغ مظفر فاقد ساختار دراماتيك بود .

    خبرگزاري فارس: به گفته چيستا يثربي،نويسنده سينما و تئاتر، سريال باغ مظفر، فاقد ساختار دراماتيك بود و فقط از لحاظ برخي نوآوري‌هاي تكنيكي، قابل ملاحظه به نظر مي‌رسيد.

    اين نويسنده سينما و تئاتر، در مقايسه باغ مظفر و سريال قبلي مهران مديري به خبرنگار راديو تلويزيون فارس گفت: «ساختار طنز شب‌هاي برره يك گام به جلو و يك موفقيت محسوب مي‌شد، چون با همه اقشار مردم ارتباط برقرار مي‌كرد و در عين اينكه خنده‌آور بود، آسيب‌شناسي اجتماع را نيز به تصوير مي‌كشيد، اين موفقيت، سبب شد كه انتظار ما از سريال جديد، چندين برابر باشد.»
    يثربي، «باغ مظفر» را از لحاظ تكنيك و ساختار، نسبت به كارهاي قبلي مديري موفق دانست، اما شيوه تبليغ كردن در خلال داستان را يكي از مشكلات عمده اين سريال دانست و گفت: «شايد استفاده از آگهي‌هاي تبليغاتي به اين شيوه و در واقع ضد تبليغ استفاده كردن از آنها، نوعي نوآوري بود و تا يك اندازه براي مخاطبان قابل قبول به نظر مي‌رسيد، ولي تكرار بيش از حد اين شيوه، به هيچ وجه خوشايند نيست».
    وي افزود: «استفاده از تبليغات مكرر در سريال باغ مظفر، خط داستاني را كمرنگ كرد. وقتي در يك قسمت 45 دقيقه‌اي، سي دقيقه صرف تبليغات و يا ارائه پيام‌هاي اخلاقي اسپانسرهاي برنامه باشد، اثري از سير داستاني باقي نخواهد ماند.»
    اين منتقد و نويسنده در پايان گفت: «تصويري كه در باغ مظفر از شخصيت‌هاي مختلف به نمايش گذاشته شده نيز، غير واقعي و ناملموس است».
    اين نويسنده سينما و تئاتر، در مقايسه باغ مظفر و سريال قبلي مهران مديري به خبرنگار راديو تلويزيون فارس گفت: «ساختار طنز شب‌هاي برره يك گام به جلو و يك موفقيت محسوب مي‌شد، چون با همه اقشار مردم ارتباط برقرار مي‌كرد و در عين اينكه خنده‌آور بود، آسيب‌شناسي اجتماع را نيز به تصوير مي‌كشيد، اين موفقيت، سبب شد كه انتظار ما از سريال جديد، چندين برابر باشد.»
    يثربي، «باغ مظفر» را از لحاظ تكنيك و ساختار، نسبت به كارهاي قبلي مديري موفق دانست، اما شيوه تبليغ كردن در خلال داستان را يكي از مشكلات عمده اين سريال دانست و گفت: «شايد استفاده از آگهي‌هاي تبليغاتي به اين شيوه و در واقع ضد تبليغ استفاده كردن از آنها، نوعي نوآوري بود و تا يك اندازه براي مخاطبان قابل قبول به نظر مي‌رسيد، ولي تكرار بيش از حد اين شيوه، به هيچ وجه خوشايند نيست».
    وي افزود: «استفاده از تبليغات مكرر در سريال باغ مظفر، خط داستاني را كمرنگ كرد. وقتي در يك قسمت 45 دقيقه‌اي، سي دقيقه صرف تبليغات و يا ارائه پيام‌هاي اخلاقي اسپانسرهاي برنامه باشد، اثري از سير داستاني باقي نخواهد ماند.»
    اين منتقد و نويسنده در پايان گفت: «تصويري كه در باغ مظفر از شخصيت‌هاي مختلف به نمايش گذاشته شده نيز، غير واقعي و ناملموس است».
    اين نويسنده سينما و تئاتر، در مقايسه باغ مظفر و سريال قبلي مهران مديري به خبرنگار راديو تلويزيون فارس گفت: «ساختار طنز شب‌هاي برره يك گام به جلو و يك موفقيت محسوب مي‌شد، چون با همه اقشار مردم ارتباط برقرار مي‌كرد و در عين اينكه خنده‌آور بود، آسيب‌شناسي اجتماع را نيز به تصوير مي‌كشيد، اين موفقيت، سبب شد كه انتظار ما از سريال جديد، چندين برابر باشد.»
    يثربي، «باغ مظفر» را از لحاظ تكنيك و ساختار، نسبت به كارهاي قبلي مديري موفق دانست، اما شيوه تبليغ كردن در خلال داستان را يكي از مشكلات عمده اين سريال دانست و گفت: «شايد استفاده از آگهي‌هاي تبليغاتي به اين شيوه و در واقع ضد تبليغ استفاده كردن از آنها، نوعي نوآوري بود و تا يك اندازه براي مخاطبان قابل قبول به نظر مي‌رسيد، ولي تكرار بيش از حد اين شيوه، به هيچ وجه خوشايند نيست».
    وي افزود: «استفاده از تبليغات مكرر در سريال باغ مظفر، خط داستاني را كمرنگ كرد. وقتي در يك قسمت 45 دقيقه‌اي، سي دقيقه صرف تبليغات و يا ارائه پيام‌هاي اخلاقي اسپانسرهاي برنامه باشد، اثري از سير داستاني باقي نخواهد ماند.»
    اين منتقد و نويسنده در پايان گفت: «تصويري كه در باغ مظفر از شخصيت‌هاي مختلف به نمايش گذاشته شده نيز، غير واقعي و ناملموس است».

    اين نويسنده سينما و تئاتر، در مقايسه باغ مظفر و سريال قبلي مهران مديري به خبرنگار راديو تلويزيون فارس گفت: «ساختار طنز شب‌هاي برره يك گام به جلو و يك موفقيت محسوب مي‌شد، چون با همه اقشار مردم ارتباط برقرار مي‌كرد و در عين اينكه خنده‌آور بود، آسيب‌شناسي اجتماع را نيز به تصوير مي‌كشيد، اين موفقيت، سبب شد كه انتظار ما از سريال جديد، چندين برابر باشد.»
    يثربي، «باغ مظفر» را از لحاظ تكنيك و ساختار، نسبت به كارهاي قبلي مديري موفق دانست، اما شيوه تبليغ كردن در خلال داستان را يكي از مشكلات عمده اين سريال دانست و گفت: «شايد استفاده از آگهي‌هاي تبليغاتي به اين شيوه و در واقع ضد تبليغ استفاده كردن از آنها، نوعي نوآوري بود و تا يك اندازه براي مخاطبان قابل قبول به نظر مي‌رسيد، ولي تكرار بيش از حد اين شيوه، به هيچ وجه خوشايند نيست».
    وي افزود: «استفاده از تبليغات مكرر در سريال باغ مظفر، خط داستاني را كمرنگ كرد. وقتي در يك قسمت 45 دقيقه‌اي، سي دقيقه صرف تبليغات و يا ارائه پيام‌هاي اخلاقي اسپانسرهاي برنامه باشد، اثري از سير داستاني باقي نخواهد ماند.»
    اين منتقد و نويسنده در پايان گفت: «تصويري كه در باغ مظفر از شخصيت‌هاي مختلف به نمايش گذاشته شده نيز، غير واقعي و ناملموس است».



    صلح‌جو: تبليغات به سريال باغ مظفر تحميل شده‌ است .

    خبرگزاري فارس: طهماسب صلح‌جو، منتقد سينما و تلويزيون در مورد مجموعه «باغ مظفر» و استفاده از تبليغات معتقد است استفاده از اسپانسرهاي تبليغاتي در سريالهاي تلويزيوني مربوط به سياستهاي صدا و سيما در اين زمينه است و مطمئناً هيچ هنرمندي دوست ندارد كه اين حجم از تبليغات در كارش باشد.

    صلح‌جو در به خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: قدرت طنز‌پردازي مديري در اين است كه حتي با اين تبليغات هم ‌‌بازي مي‌كند يا براي آنها توجيهاتي در داستان پيدا مي‌كند كه موضوع تبليغات چندان آزاردهنده نباشد.
    وي در ادامه گفت:‌اين تبليغات به سريال تحميل مي‌شوند و نويسندگان هم با هوشمندي با آن بازي مي‌كنند و حتي در بخشهايي از مجموعه‌ به آن گوشه و كنايه‌ مي‌زنند.
    در پايان صلح‌جو راجع به ويژگيهاي سريالهاي طنز مهران مديري گفت: مهمترين كاري كه مهران مديري و گروهش كردند اين بود كه ذائقه مردمي را تغيير دادند و مردمي كه به الگوهاي كليشه‌اي مي‌خنديدند با اين نوآوري، مفاهيم جديد را در طنز ديدند. ممكن است بعضي از كارها يا كلماتي كه در اين سريالها وجود دارد براي كودكان بدآموزي داشته باشد، اما نبايد به بهانه اين مسائل ارزش كل كار را زير سؤال برد.



    احمد‌جو: سريال باغ مظفر قابل نقد نيست .

    خبرگزاري فارس: امرالله احمدجو، كارگردان سريالهاي «روزي روزگاري» و «تفنگ سرپر»، مجموعه باغ مظفر را خارج از سطح ارزيابي منتقدانه عنوان كرد.

    امرالله احمدجو در گفت‌وگويي كوتاه با خبرنگار راديو تلويزيون فارس در مورد سريال باغ مظفر سخن گفت: تلويزيون نمي‌تواند خاموش بماند و در هر حال به خوراك احتياج دارد.
    وي درعين حال افزود: اين نياز به خوارك باعث مي‌شود سرو كلّه برنامه‌هايي در اين سطح هم در تلويزيون پيدا بشود كه به نظر من اصلاً ‌قابليت نقد را ندارد و نمي‌توان در مورد آن حرف زد.
    وي ازتوضيح بيشتر دراين باره خودداري كرد.
    امرالله احمدجو در گفت‌وگويي كوتاه با خبرنگار راديو تلويزيون فارس در مورد سريال باغ مظفر سخن گفت: تلويزيون نمي‌تواند خاموش بماند و در هر حال به خوراك احتياج دارد.
    وي درعين حال افزود: اين نياز به خوارك باعث مي‌شود سرو كلّه برنامه‌هايي در اين سطح هم در تلويزيون پيدا بشود كه به نظر من اصلاً ‌قابليت نقد را ندارد و نمي‌توان در مورد آن حرف زد.
    وي ازتوضيح بيشتر دراين باره خودداري كرد.


    خسرو دهقان:«باغ مظفر»‌ طنز نويي نداشت .

    خبرگزاري فارس: خسرو دهقان گفت:‌ مجموعه باغ مظفر تفاوتي با كارهاي قبلي مديري نداشت و مخاطب باطنز نويني در اين مجموعه روبرو نبود.

    خسرو دهقان منتقد سينما و تلويزيون در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت:مديري به تكرار افتاده است و باغ مظفر ادامه كارهاي قبلي او از اوايل دهه هفتاد است كه اين مجموعه‌ها بعضي وقت‌ها با فراز و گاهي اوقات با فرود همراه بوده‌اند و تفاوت بنيادي در كارهاي اين كارگردان وجود ندارد.
    وي افزود: فكرهاي اوليه‌اي كه در ساخت مجموعه ساعت خوش و مجموعه هاي قبل‌تراز آن مهران مديري را همراهي مي‌كرد به چارچوبي براي ساخت برنامه‌هاي او تبديل شده و ما ديگر شاهد تفاوت‌هاي فاحشي در كارهاي او نيستيم.
    وي در ادامه اظهار داشت: مجموعه‌هاي مهران مديري از لحاظ بنيادي متشكل از خودش، يكسري بازيگران ثابت و همان افكار است كه با توجه به تكرار ديگر مورد پسند مخاطب قرار نخواهد گرفت و اگر مهران مديري به ذائقه مخاطبان توجه نكند و با آن پيش‌نرود موفقيت خود را از دست خواهد داد چرا كه نفس مخاطب به چنين سريالهايي دوام و بقا مي‌دهد.
    وي در ادامه گفت:اسپانسرها ناشيانه وارد باغ مظفر شدند و به خاطر اين حضور ناشيانه با اعصاب مخاطب بازي كردند.حضور اسپانسرها شيوه جديدي است كه مهران مديري در مجموعه‌اش از آن استفاده كرد ولي اين كار حوصله مخاطب را سر برد وبه خاطر استفاده نابه‌جا تأثيرات منفي زيادي بر مخاطب‌ وارد شد، چرا كه مخاطب قصد دارد به تماشاي مجموعه بنشيند و از ديدن آن لذت ببرد نه اينكه مدام در معرض حجوم كالاهاي تبليغاتي گوناگون قرار بگيرد.
    دهقان افزود: مديري بايد بيشتر به حرمت‌ها و كرامت‌ها توجه و از خطوط قرمز عبور نكند ولي ما بايد به اين نكته هم توجه كنيم كه مجموعه‌هاي طنز كلاس اخلاق نيستند و براي سرگرمي ساخته مي‌شوند و نبايد نظر قشر روشنفكر و خاص را خيلي در اين مجموعه‌‌ها لحاظ كرد چرا كه سنگيني مجموعه‌هاي تلويزيوني بر مخاطب عام است و ما اگر كمي به نياز مخاطبان عام توجه داشته باشيم متوجه مي‌شويم كه باغ مظفر با كمي‌ تغييرات مي‌توانست مجموعه بهتري از كار درآيد.



    صديقي: مديري در تبليغات زياده‌روي كرد .

    خبرگزاري فارس: "فريدون صديقي" روزنامه‌نگار و منتقد سينمايي گفت: در مجموعه‌هاي مديري براي اولين بار تبليغات درون‌برنامه‌اي را ديديم ؛ اما به نظر مي‌آيد اين بار مديري در تبليغات اندكي زياده‌روي كرده است.

    وي در گفت‌گو با خبرنگار راديو تلويزيون فارس گفت:" مديري همواره تازه‌خواه و مبتكر بوده و اساساَ كميك و طنز پرداز است، اما به نظر مي‌آيد در اين مجموعه به نوعي دچار تكرار مضامين شده‌است. كشمكش زن و شوهر، ازدواج و طلاق و ... از جمله مضاميني است كه در كارهاي قبلي او هم بسيار ديده شده و در آنها كمتر شاهد نوآوري بوديم."
    صديقي افزود:" مديري خيلي خوب تلويزيون را مي‌شناسد و همين موضوع دليل رونق كار او و پيشي‌گرفتنش از ديگر كارگردان‌هاي طنز شده، اما در اين كار آن اتفاق تازه‌اي كه ويژگي كارهاي مديري است، كمتر ديده شده است."
    او در عين حال با اشار به حجم وسيع تبليغات در مجموعه "باغ مظفر" گفت:" البته اين تبليغات به نظر من معمولاَ هيچگاه ريتم مجموعه را به هم نمي‌زنند و اين موضوع نشاندهنده خلاقيت مديري است.

     

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 32 | Topic : مطالب روزانه
    Fri 19 Jan 2007
    ای خدا. اصلا حوصله حرف زدن ندارم. خیلی زود گذشت. زود تر از اون چیزی که فکرشو می کردیم.

    دیروز حساب کردم دیدم ۴۵ روز گذشت.ولی مجموعه به ۴۵ قسمت نرسید.  البته برای ما که از تلویزیون نگاه می کردیم زود گذشت ولی برای کارگردان دوست داشتنی و عوامل خوب برنامه زیاد هم زود نگذشته وبا اتفاقات تلخ و شیرینی همراه بوده. اود دیسک کمر اقای مدیری از ان خاطرات بد بوده و لحظات خوب و دوست داشتنی رو می تونیم در تک تک پشت صحنه های دید.

    وقتی باغ مظفر شروع شد و ما فهمیدیم که این مجموعه ۴۵ قسمت است همه می گفتند دست اقای مدیری به کم نمیره. ۴۵ قسمت که هیچی ۹۰ به بالا هم میرسه. ولی خب برخورد این مجموعه به محرم این اجازه رو نداد.

    باغ مظفر. مظفر خان . منصور خان. کامران . نازی . فروغ . قل مراد . جمشید و... به بقیه مجموعه های اقای مدیری پیوستند که تا همیشه در خاطر ما هستند.

    باغ مظفر تا ابد در خاطر ما می ماند و خواهد ماند.

    به امید بازگشت دوباره استاد طنز ایران و جهان به تلویزیون.

     

    عکس های پایین یادگاری از غم و شادی باغ مظفره.

     <=تولد و شادی و دور هم بودن

     <=خنده و در کنار غم

    <=مهمان

    <=گروه سرود

    <=جلوه های ویژه

    <=کمر درد و ناراحتی اما کار دراولویت و جلوتر از استراحت

    <=شادی و عروسی

    <=پیری و معرکه گیری

    <=دکتر فراموش کار اون هم از نوع درجه ۳

    <=خاطرات خان قلی خان

    <=روح خان قلی خان

    <=منصور خان فراموش کار

    <=خستگی اما باز هم کار

    <= عروسی خازده ای(عروسی کامران خان)

    <=گروه و جمعی صمیمی و دوست داشتنی

    <=و بالاخره رفیق نیمه راه

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 30 | Topic : مطالب روزانه
    Thu 18 Jan 2007

    اگر از باغ مظفر ننویسیم و این مجموعه به پایان رسد ، فرصت بیان دیدگاهمان را نسبت به یکی از آثار خوب مهران مدیری از دست داده ایم... نگاهی کلی و گذرا به برنامه ای که از همان روزهای پیش تولید با حاشیه های بسیار شروع شد و اکنون در جریانی آرام و بی هیاهو جای خود را در بین مخاطبانش پیدا کرده است:

    » باغ مظفر و آغاز:

    دیگر کمتر کسی است که نخوانده و نشنیده باشد که طرح باغ مظفر در روزهای پیش تولید به علت برخی مسائل و مشکلات و محدودیتها از شاهزاده های قاجار به شکل کنونی تغییر پیدا کرد...بسیاری بر این گمان بودند که این تغییر ناگهانی در هفته های آخر مانده به پخش قطعا به ساختار و برنامه ریزی های کارگردان و نویسندگانش لطمه ای جبران ناپذیر وارد خواهد کرد و دیگر نمیتوان به خلق اثری متفاوت امیدوار بود... اما باغ مظفر که اینبار طراح اصلی آن خود مهران مدیری بود با تغییر شکلی و نه محتوایی داستان و شخصیتها ، کلید خورد و با ضبط ده قسمت از مجموعه بار دیگر مدیری به روال دیگر آثارش،به بازتاب عکس العمل مخاطباش نشست... و باغ مظفر آغاز شد با رگه هایی از تفاوت ها و نوع آوری ها ...

    » باغ مظفر و شخصیتها:

    یکی از دوستان اهل قلم در مورد شخصیهای باغ مظفر میگفت: "یک نفر از این بازیگرانی که مدیری با این نوع از کاراکتر و بازی در برنامه اش گنجانده است خود به تنهایی برای به دوش کشیدن بار طنز یک مجموعه تلویزیونی کفایت میکند!...." هر چقدر که باغ مظفر به روزهای اوج خود نزدیک تر میشود و شخصیتها بیشتر خودشان را پیدا میکنند به نظر این دوست بیشتر ایمان می آورم...

     نصرا... رادش در تیپ متفاوت و غیرقابل پیش بینی حیف نان ، محمد رضا هدایتی در نقشی باز هم متفاوت و دوست داشتنی منصور ، کامران با بازی روان و مانوس سیامک انصاری ، سحر جعفری جوزانی و شقایق دهقان با حضوری محکم و خردمندانه در داستان و بالاخره شخصیت جالب و گیرای خان مظفر با بازی مهران مدیری... و در این چند قسمت اخیر رضا شفیعی جم و استعداد شگرف او در تیپ سازی... تمام اینها را اگر کنار هم بچینیم خواهیم دید که مهران مدیری برای هر چه پُربارتر کردن فضای طنز باغ مظفر بهترین ها را با ساختار شخصیتی قوی و بجا و بخردانه جلوی دوربین برده است....شخصیتهایی که به جرات میتوان گفت بارزترین وجه موفقیتشان "متفاوت" بودنشان است... تا راوی بتواند به سبک همیشه وفادار مدیری(فاصله گذاری و ارتباط مستقیم با بینندگان) داستانی از باغ مظفرِ طناّزان را برایمان روایت کند...

    » باغ مظفر و درون مایه های ساختاری:

    مهران مدیری در جدیدترین مجموعه اش همچون دیگر آثارش از تلفیق کمدی موقعیت و کلامی بهره برده است که در باغ مظفر پُررنگ تر از سایر برنامه هایش از هر دوی اینها در راستای هم و تقریبا به یک نسبت سود جسته است...جمع نویسنگان نام آشنای مجموعه های روتین او و پختگی و تجربه اندوزی نویسندگانش در این مدت (به خصوص امیر مهدی ژوله و خشایار الوند) و همگونی و همسویی آنان با ایده ها و نقطه نظرات کارگردان ، یکی دیگر از عوامل موفقیت باغ مظفر است... فاصله گرفتن از بداهه پردازی و وفادار بودن به متن و از طرفی آزاد گذشتن بازیگر در ارائه بازی مقبول ، یکی از شگردهای مدیری در طنزپردازی است...مدیری با وسواسی که در تولید و ضبط این مجموعه به کار گرفت ، درون مایه های ساختاری داستان را قوت بخشید ، به شکلی که هیچ کدام از سکانسهای باغ مظفر برای بیننده یکنواخت و تکراری نشود، حفظ تنوع و ریتم تند در این مجموعه باعث میشود بیننده گذشت زمان را احساس نکند و با هر هر کدام از شخصیتها ، مکانها و اتفاقات ارتباط تازه ای برقرار کند... لوکیشن خانه ی مظفر خان و منصور خان ، لوکیشن اداره و اتاقهای مجزای خانه و فضای زیبای باغ و همچنین دقت در انتخاب لباسهای بازیگران و نوع گریم آنها ، همه و همه نوید تصویر تازه و متنوعی  را از زمان و مکان و شخصیتها و از دید دوربین مجموعه به مخاطبانش میدهد و بیننده را در هر نما  به تعقیب هر لحظه از داستان سوق میدهد...

    » باغ مظفر و شتاب زدگی؟

    با اینکه روز پخش شدن برنامهای روتین آن هم از نوع طنز به نزدیک شدن سلیقه مخاطبان و اعمال نظر در اینگونه برنامه ها ، به خصوص اگر برنامه ی مهران مدیری باشد تاثیر بسزایی دارد ، اما باغ مظفر از آن دست آثار مهران مدیری است که حقیقتا حیفمان می آید که همچون سایر مجموعه های روتین او دستخوش شتابزدگی و لطمات روزپخشی گردد...دقت نظر و وسواسی که کارگردان این مجموعه در قسمتهای نخستین ضبط برنامه و شروع باغ مظفر به رخ همگان کشید، از چیدمان دکورها و لوکیشن به شیوه ای سنتی و زیبا تا شکل گیری متفاوت و قوی شخصیتها ، قطعا پشتوانه ی ادامه این مسیر بوده است... اما باید دید اکنون که مدتی از روز پخش شدن این سریال میگذرد ادامه این جریان در این وسواس نظر و عملکردِ تا به امروز قابل قبول این گروه، تاثیر خواهد گذاشت یا خیر ...

    هر چند پیوستن گویا خارج از برنامه ی بهنوش بختیاری و نقش دوگانه و اغراق آمیز آن به مجموعه و کسالت مهران مدیری و کمرنگ شدن شخصیتهای محبوب و متنهای خالی از شوخی در چند قسمت از باغ مظفر ، و افت و خیز متنهای نویسندگان که گاهی بسیار قوی و جذاب نوشته میشد و قسمت بعد به یکباره افت میکرد ، این مجموعه را به سمت سراشیبی و رکودی ناخوشایند نسبت به قسمتهای اولیه پیش میبرد ، اما مهران مدیری باز هم  با تیز هوشی همیشه به موقع و آگاهانه ، با ورود رضا شفیعی جم و طراحی و چیدمان قسمتهای مربوط به به این تیپ، باغ مظفر را باز هم به روزهای اوج نزدیک کرد....

    هر چند هنوز قسمتهایی از داستان(مثل پرداخت دقیق و قوی تر به اینکه چه کسی در پشت پرده فروش باغ مظفر است) و بسیاری از سکانسها که بیننده احساس میکند جای کار بیشتری برای شوخی و طنز دارد ، یکباره رها میشود و در اینجاست که میتوان این شتاب زدگی را احساس کرد  و افسوس خورد که اگر فرصت بود میتوانست حتی بهتر از این باشد... چرا که مهران مدیری بارها ثابت کرده است که با فرصت بیشتر میتواند حتی از سوژه ها و متنهای خالی از شوخی ، پرداختی طنز آمیز ، هنرمندانه و دیدنی صورت دهد و دلمان میخواست او زمان بیشتری برای ساخت داشته باشد چرا که توانائی و خلاقیتش را در ارائه برنامه ای بی نقص به اثبات رسانده است و باز هم افسوس اگر این زمان باز هم از کف او برود و چنین نشود...

    » باغ مظفر و تبلیغات:

    تبلیغات باغ مظفر را میتوان به دو نوع تقسیم کرد؛ تبلیغات عمومی و دولتی برای آگاه سازی مردم و تبلیغات خصوصی و یا کارخانه ای...در نوع اول برنامه در رابطه با مصرف بهینه گاز و صرفه جوئی منابع نفتی کشور و یا در رابطه با مصرف ماهی و فواید آن به بیننده آگاهی میدهد و در نوع دوم اغلب کالای شرکتی و کارخانه ای برای مصرف و شناسایی به بیننده معرفی میشود... باغ مظفر تا به امروز توانسته است این تبلیغات را با حفظ طنز ساختاری برنامه، درون برنامه بگنجاند که نسبتا در این امر موفق هم بوده است.... به شکلی که تا حد مقدور از فضای داستان و جوّ آن بر بیننده جدا نشود...هر چند بسیاری از منتقدان و حتی مخاطبان به این شیوه تبلیغ در باغ مظفر معترض بودند و معتقد بودند که اینگونه تبلیغات باعث کاسته شدن ارزش هنری اینگونه آثار میشود و از طرفی به مخاطبین برنامه توهین میشود....

    آنچه واضح است آن است که نه درایران و نه در هیچ کجای دنیا تبلیغات کالاهای مصرفی توسط هنرمندان حالا از هر نوع و شکل ، محبوبیت یک هنرمند و اثرش را به زیر سوال نبرده است....در مورد برنامه باغ مظفر نیز مانند بسیاری از برنامه های تلویزیونی ، بسیاری از این تصمیم گیریها به مدیریت شبکه و تهیه کننده مجموعه برمیگردد و مهران مدیری در نهایت به خاطر برنامه و به خاطر "خود مردم" و بینندگانش با این اجرای این تصمیمات در برنامه اش موافقت میکند،اما چرا میگویم به خاطر بینندگانش؟ چرا که ساخت یک برنامه روتین با بازیگران شاخص طنز و در فضایی که مورد توجه مخاطب باشه و گردآوری بهترین عواملی که بتوانند روز و شب کار کنند تا ما هر شب چهل و پنج دقیقه بخندیم، از اجاره مکان و وسایل و لوکیشن گرفته تا دستمزد صدها نفر و.... بسیار هزینه بر است.

    و مدیری به سراغ تهیه کنندگانی میرود که توانایی آن را داشته باشند، امکاناتی را برایش فراهم کنند تا بتواند مخاطبش را راضی نگاه دارد ، چون بارها و بارها گفته  که به شعور و نگاه سخت گیر بیننده برنامه اش سخت احترام میگذارد... و در عوض تهیه کنندگان برای اینکه بتوانند این خواسته ها را به نحو احسنت و اکمل فراهم کنند باید با شبکه برای تامین قسمتی از این مخارج به وسیله تبیلغات وارد مذاکره شوند.

    حال آیا  اگر قرار بود برنامه مدیری در خانه یا اتاقی با یک لوکیشن محدود هر شب ضبط و برای ما پخش شود و خبری از آن فضا و لوکیشنهای متعدد و دکورها و چیدمان رنگارنگ نبود، هیچ کس رغبت میکرد بیشتر از چند قسمت از برنامه را تماشا کند؟؟  به خصوص در این نوع برنامه ها که بیننده اگر تنوع و رنگ و فضا در برنامه نباشد خیلی زود ازدنبال کردن آن دلزده و خسته میشود...یا اینکه حالا که نظاره گر باغ مظفری است با زیباترین جلوه و سلیقه های بصری به اضافه تایم کوتاهی از تبلیغات؟؟ مسلما بیننده باغ مظفر را می پسندد.... و آمار شبکه از مخاطبان این برنامه تا به امروز بهترین تائید برای این مدعاست.

    اما این را هم نباید از نظر دور داشت که برای استفاده اینگونه تبلیغات در برنامه ی طنز و هر شبی بسیار باید با دقت نظر و وسواس عمل کرد و تا حد امکان از طولانی شدن سکانسهایی که سنخیتی با موضوع و سیر داستان ندارند پرهیز کرد و دلزدگی بیننده ای را که با کار مشکل هر روز و هر شب و همزمانی ضبط و پخش ، به برنامه جلب میشود ،  فراهم نکرد...

    » سخن کوتاه آنکه:

    باغ مظفر مهران مدیری باز هم توانسته است با فضا و شخصیتهایی ملموس ، دوست داشتنی ، و جذاب جایگاه خود را بین مردم و صاحب نظران به خوبی پیدا کند و این میتواند باغ مظفر را هم مانند بسیاری از آثار  او در اذهان آنانی که مهران مدیری را یکّه تاز عرصه طنز تلویزیونی میدانند و میشناسند ماندگار و تثبیت کند...

    آلفرد هیچکاک کارگردان بنام سینما در مصاحبه ای تلویزیونی به بییندگان و دوستداران آثارش گفت که بزرگترین دلهره و نگرانی که در زمان پخش فیلمش لحظه ای او را همچون کابوسی رها نمیکند این است که بیننده اش از دنبال کردن بقیه داستانی که او به عنوان کارگردان روایت گر آن است منصرف شود... به همین خاطر در تمام عمر کاری و هنری اش سعی کرده هر لحظه و دقیقه از اثرش بیننده را تا به انتها به دنبال خود بکشد و "او" تماشگرش را رها نکند! ...

    مهران مدیری گویا تنها کارگردان طنزی است که مخاطبینش را رها نمیکند و بیننده اش را شبهای متوالی و پی در پی با اشتیاق به دنبال خود میکشد...

    شاید مهران مدیری ما هم به خاطر همین دلهره و نگرانی "مهران مدیری" شده است ...

    او به خوبی میداند:

    "شهرت آن چیزی است که باید به دست آورد و افتخار چیزی است که نباید آن را از دست داد ..."

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 31 | Topic : مطالب روزانه
    Thu 18 Jan 2007
      نادر سليماني را از سال‌ها قبل با بازي در مجموعه «ساعت خوش» مي‌‌شناسيم، اما او اعتقاد دارد، همان‌قدر كه اين مجموعه برايمان، خوب بود برايمان دردسر هم آفريد، پس از پخش اين مجموعه دو ماه ممنوع‌الكار شدم، قرار بود مسعود كيميايي در فيلم ضيافت از ما استفاده كند، اما تمامي رشته‌ها پنبه شد...
        حضور او در ساعت خوش با بازي در نقش خان‌دايي در كنار سعيد آقاخاني و ترانه محبوب آنها «سلام سلام، خان دايي‌جان» هنوز از يادها نرفته است سيماني از نامهرباني‌ها به ويژه ممنوع‌الكاري‌اش كه هيچ‌گاه دليلش را نفهميد، خاطره بسيار تلخي در دل دارد، او در باطن غمگين است، اما عجيب اين‌كه در سر صحنه خنده از لبانش محو نمي‌‌شود، چهل سال از خداوند عمر گرفته است و در عرصه هنري، خود را يك تئاتري مي‌‌داند، بچه جنوب، «آبادان» است، مثل خيلي از آباداني‌ها، خونگرم... از كارهاي سينمايي او مي‌‌توان به مرد عوضي، لاك‌پشت، كليد ازدواج، علي سنتوري، نصف مال من نصف مال تو، اشاره داشت... گفته‌هاي او را بخوانيد:

        • من گله‌اي كوچك دارم، دوستان وقتي در چارچوب جادويي و خيالي ديده نشويم ما را باور ندارند و قبول نمي‌‌كنند كه هنرمند هستيم. وقتي كه ديده مي‌‌شويم تازه به ياد ما مي‌‌افتند. اين اشتباه است، هنرمند اگر بميرد هم زنده است، سعي كنيم در زمان زنده بودن به ياد او باشيم و از او تقدير كنيم، اين حرف‌ها را براي خودم نمي‌‌گويم براي همه هنرمندها مطرح مي‌‌كنم. البته اين گله را دوستانه محسوب كنيد.
        • مي‌‌توان گفت بازيگري طنز غريزي است اما معتقدم اول بايد خوب ببيني بعد خوب گوش كني و در آخر هم خوب ادا نمايي، بايد در وجود بازيگراني كه كار طنز انجام مي‌‌دهند بداهه‌گويي سرشته شده و بازيگر طنز با اين مهم آميخته باشد در غير اين صورت نسبت به خواسته‌هاي مردم كم خواهد آورد، بايد درون‌مايه كار طنز را داشته باشي، البته مي‌‌شود آن را به مرور زمان ياد گرفت ولي خيلي سخت است.
        • شما در طنز جاهايي را مثل كاريكاتور درست مي‌‌كني، يك‌ جور اغراق البته دست روي نقاطي خواهي گذشت كه حساسيت برانگيز است حال به سود آن موضوع يا ضررش.
        • ساده‌نگري اصل اول يك طنز است و بعد نكته‌بيني، اين دو مقوله‌اي است كه در كارهاي مهران مديري وجود دارد. همين موضوع طنز او را از بقيه كارها جدا مي‌‌كند و باعث تمايز مي‌‌شود. در كل مديري دنبال قيد و بند‌هاي مرسوم نمايشي نيست البته اين هم يك گونه از طنز به حساب مي‌‌آيد.
        • خودم را بازيگر تئاتر مي‌‌دانم، اگر غلو حساب نكنيد تئاتر را خيلي مي‌‌پسندم چون ساده و بي‌‌غل و غش بوده به قول خودمان Face to face است، نفس به نفس تماشاگر كار مي‌‌كني خيلي سخت‌تر از بازي در سينما و تلويزيون است، در تئاتر جاي برگشتي وجود ندارد، گذشته همان لحظه تمام مي‌‌شود و به حال مي‌‌رسد.
        • پرويز پرستويي نمونه يك بازيگر بسيار تواناست يا اكبر عبدي و...
        
        • كارگرداني را بعد از بازيگري خيلي دوست دارم البته نه اين‌كه آن را در زماني كوتاه تجربه كنم و به خاطر وقت مناسب در اختيار نداشتن يا همان «فورسماژور» بودن، سريع و تند دست به كار شوم، دوست دارم يك يا دو سال روي آن تحليل و بررسي كنم و بعد به عمل برسانم. اميدوارم روزي اين روياي شيرين به واقعيت تبديل شود نه فقط براي من بلكه براي تمام كارگردان‌هاي جوان.

        
        • «سلطان و شعبان» را خيلي دوست داشتم. بعد «محله برو بيا» و «محله بهداشت». از بهترين طنزهايي بود كه ديدم.
        
        • ممنوع‌الكاري آن هم بدون هيچ دليل قانع‌كننده‌اي، بعد از ساعت خوش چه فيلم‌هاي خوبي آن هم با كارگردان‌هاي بزرگي مثل مهرجويي، افخمي، بيضايي، يدا... صمدي و مسعود كيميايي را از دست دادم، آن‌موقع شنيده بودم ضيافت آقاي كيميايي اول قرار بود با بچه‌هاي ساعت خوش ساخته شود.
        
        • به زندگي شيمايي‌ها خيلي زياد علاقه دارم، بچه‌هايي كه در جنگ شيميايي شدند مشكلات متعدد و طاقت‌فرسايي دارند اين را به‌خاطر چيز خاصي نمي‌‌گويم براي امتحان هم كه شده يك دقيقه نفس خود را حبس كنيد آنها به سختي نفس مي‌‌كشند اگر داستان آنها عين واقعيت ساخته شود مي‌‌توان خنده و گريه را همزمان از مخاطب گرفت، مي‌‌شود كاري كرد كه مردم در سينما و بعد از بيرون آمدن زار‌زار گريه كنند.
        
        • از خودم راضي‌ام چون نادر سليماني خيلي زحمت مي‌‌كشد. اين را جدي مي‌‌گويم تا آنجايي كه توان دارد به رفقايش كمك مي‌‌كند و به فكر خانواده‌اش هم هست، پس چرا بايد ناراضي باشم؟
        
        • وقتي تهمت ناروا به من مي‌‌زنند يا حرفي را به زور مي‌‌خواهند به من بقبولانند به شدت عصبي مي‌‌شوم. اين تنها نقطه ضعفم است، اين‌كه كاري نكرده‌ باشم و بگويند تو انجام داده‌اي، آنقدر جسارت دارم اگر كاري كرده باشم با قدرت جوابگوي آن باشم چون كسي را بالاتر از خدا نمي‌‌بينم.
        
        • در زماني كه كاري پيشنهاد نشود فقط قرض كردن را ياد گرفته‌ايم. خوشبختانه يا متاسفانه حقيقت محض است، چه كار مي‌‌توانم انجام دهم مكانيكم؟ راننده‌ام؟ بايد قرض كنيم و خجالت بكشيم اول قرض مي‌‌كنيم بعد كه كار جور شد قرض‌ها را مي‌‌پردازيم.
        
        • ممنوع‌الكاري بدترين ساعت زندگي من است. زماني بود كه انتظار مي‌‌كشيدم در باز شود و بگويند تو مي‌‌تواني بازي كني، اگر نگذارند بازيگر بازي كند انگار دست و پايش يا زبانش را قطع كرده‌اند، انگار همه چيزش را گرفته‌اند، يك مرده متحرك.

        
        • عاشق كارتون هستم شايد ساعت‌ها بنشينم به تماشا كردن و خسته نشوم در حالي كه يك فيلم سينمايي خسته‌ام كند و از ديدن آن حالم به هم بخورد، پا به پاي پسر شش ساله‌ام هومان به تماشاي كارتون مي‌‌نشينم سيندرلا، پينوكيو، سفيد برفي و هفت كوتوله و در كل همه كارتون‌هاي والت ديزني، پت و مت هم ماه است. بازيگر بايد كارتون ببيند مخصوصا اگر كارش طنز باشد، در كارتون خلاقيت فوق‌العاده‌اي وجود دارد چون غيرممكن‌ها را به راحتي ممكن مي‌‌كند.
        
        • يك بار عاشق شده‌ام، كه الان همسرم هستند. دروغ هم نمي‌‌گويم عشق نور الهي است و اگر عشق نداشته باشي مطمئن باش اتصالت به خداوند درست نيست، من عاشق خانواده‌ام هستم.
        
        • چهاردهم اسفند 1345 در آبادان، به دنيا آمدم.
        
        • تا 14 سالگي در منطقه ارتشي‌هاي كارون آبادان، بعد از شروع جنگ رفتيم شيراز، رفسنجان و تهران، نقطه به نقطه تهران هم زندگي كرده‌ام چون مستاجر بوده‌ام و هنوز هم هستم.
        
        • الان در غرب تهران، مرزداران زندگي مي‌‌كنم.
        
        • فوق‌ديپلم بازيگري و كارگرداني، ديپلمم نيز راه ساختمان بود.
        
        • من زياد شيطنت نمي‌‌كردم، شيطنتم از دبيرستان به بعد شروع شد بيشتر هم كل كل انداختن با بچه‌ها. يك بار دسته بخاري كلاس را طوري گذاشتم كه حسابي داغ شود معلم وقتي آن را گرفت دستش سوخت. الان از كارم عذر مي‌‌خواهم ولي در كل رابطه‌ام با معلم‌ها خيلي خوب بود.

        
        • از سن 14 تا 21 سالگي كشتي آزاد مي‌‌گرفتم. به خاطر تئاتر ورزش را ول كردم، ورزش كردنم از زماني كه وارد دانشكده شدم كم شد تا روز به روز به وزنم اضافه شد.
        
        • وزنه‌برداري كار كرده‌ام البته بيشتر براي علاقه‌ام. به صورت تفريحي هم به پينگ‌پنگ و دوچرخه‌سواري پرداخته‌ام.
        
        • اصلا فوتبال بازي نكرده‌ام، تا به حال پايم به توپ نخورده، فوتبال سخت است اما تماشاي آن را دوست دارم به‌خصوص بازي‌هاي تيم ملي چون عرق ملي‌ام اجازه نمي‌‌دهد تماشا نكنم.
        
        • در استان فارس دوبار مدال طلا در رشته كشتي گرفتم البته طلا كه نبود از اين مدال‌هاي مثلا طلا در وزن 72 كيلو رده سني جوانان اول شدم.
        
        • شگردم يك خم و دو خم بود، خاك هم بيشتر مي‌‌رفتم دنبال سگك، يك خم را خيلي خوب تبديل به دو خم مي‌‌كردم.
        
        • اصلا برايم فرق نمي‌‌كند استقلال ببرد يا پرسپوليس، اميدوارم هر دو تيم موفق باشند. از ورزشي كه تعصب در آن جنجال و حاشيه به پا كند بدم مي‌‌آيد.
        
        • جهان پهلوان تختي هميشه زنده است. براي او نمي‌‌توان مرگي در نظر گرفت، سن من كه قد نمي‌‌دهد اما شنيدم مردانگي در وجودش موج مي‌‌‍زده، نمايانگر يك ورزشكار و انساني اصيل است.
        
        • هنرمندها هم مثل ورزشكاران زود فراموش مي‌‌شوند. در هنر هم علي دايي‌هاي زيادي داشتيم كه بعد از زحمات زياد آنها را شكستيم و فراموش كرديم، در هنر هم مثل ورزش اين جمله صدق مي‌‌كند كه قهرمان زنده را عشق است.
    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 29 | Topic : مصاحبه
    Thu 18 Jan 2007
    سلام دیشب اخبار شبانگاهی رو دیدید. لبافی رفته بود باغ مظفر گزارش تهیه کرده بوده و با همه مصاحبه کرد الا اقای مدیری! البته اقای مدیری خودش مصاحبه نکرد ولی حسابی تو پشت صحنه نشونش داد. خلاصه اخرش هم قل مراد رو به دوربین گفت:"قل مراد همه شما رو دوست داره!"

    راستی چند روز پیش ها اقای لطفی صمیمانه از اقای مدیری به خاطر باغ مظفر تشکر کردند که ما هم از ایشان به خاطر لطفشان تشکر می کنیم. اگه خواستید بگید که متن تشکر اقای غلامحسین لطفی رو عینا براتون بذارم.

    راستی در خواست عکس بیشتر هم شده بود که چشم به زودی گالری ۳ هم در راه است .

     

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 28 | Topic : مطالب روزانه
    Wed 17 Jan 2007
    این کلیپ پشت صحنه قسمت ۱۵ باغ مظفره. خیلی عالیه. دانلود کنید و لذت ببرید.

    تیتراژ پایانی باغ مظفر هم هست امیدوارم دانلود کنید و لذت ببرید.

    قسمت 15 باغ مظفر و تیتراژ پایانی باغ مظفر

     

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 26 | Topic : کلیپ
    Tue 16 Jan 2007
    این رادیو جوان باغ مظفر و مهران مدیری رو به توپ بسته هر کی از اون ور می یاد باید یه گیری به باغ مظفر بده. همه فقط در حال ایراد گرفتن هستند یکی نیست بگه شما چرا همیشه نیمه خالی لیوان رو می بینید؟ اتفاقا الان اکثر استادان دانشگاه نظر مثبتی به باغ مظفر دارند و این مجموعه رو کار قوی و ر مخاطبی می دانند و از این کار تا حدودی حمایت کردند چون معتقد هستند طنز بهترین روش برای رساندن مسائل اموزشی به مخاطب است.

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 27 | Topic : مطالب روزانه
    Mon 15 Jan 2007
    اینم مصاحبه با نادر سلیمانی که قولش رو داده بودم.

    نادر سلیمانی

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 25 | Topic : مصاحبه
    Mon 15 Jan 2007
    دیروز خبر این رو دادم که قراره نشونی شبکه جوان در مورد باغ مظفر صحبت کنه . خوش به حال هر کس که این برنامه رو گوش نداد چون مجری برنامه چنان در مورد باغ مظفر صحبت می کرد که ادم دوست داشت یکی بزنه تو سر رادیو و رادیو رو داغون کنه. می گفت اگه شما هم بخواین می تونید کارگردان طنز باشید کاری نداره فقط اول باید اسمتون مهران باشه. دوم یه عده بازیگر رو جمع می کنید جلوی دوربین بعد می گید ۱.۲.۳ و فیلم برداری می کنید.

    خیلی هم از تبلیغات باغ مظفر ایراد گرفت که بماند.

    با اقای قاسم خانی هم یک دقیقه ای به طور زنده نه بلکه به طور ضبط شده حرف زد که اقای قاسم خانی در مورد تبلیغات صحبت کرد و توضیح داد که به خاطر وقت کم و حجم زیاد تبلیغات نمی تونیم همه رو به صورت طنز در بیاوریم و سعی می کنیم این تبلیغات رو به حالت شوخی بگیم تا هم جنبه طنز برنامه حفظ بشه هم تبلیغ رو انجام بدیم.

     

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 24 | Topic : مطالب روزانه
    Sun 14 Jan 2007
    ساعت ۳ نشونی شبکه جوان رادیو قراره در مورد باغ مظفر صحبت کنه.

    موج اف. ام ـ رادیو جوان ـ برنامه نشونی ـ ساعت ۳ بعد از ظهر

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 23 | Topic : مطالب روزانه
    Sat 13 Jan 2007
    یک کلیپ توپ دارم. کیف زنی حیف نون به حالت اسلو موشن! دانلود کنید و لذت ببرید.

    موسیقی متن باغ مظفر (نگارا) هم هست با کیفیت عالی.

    کیف زنی حیف نون و نگارا

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 22 | Topic : کلیپ
    Thu 11 Jan 2007
    انگار بانی فیلم دلخوری ای رو که برای اقای مدیری و بازیگران و عوامل شب های برره به وجود اورده بود کاملا فراموش کرده و در مطلبی که دیروز چاپ کرده بود با کم لطفی تمام یک جورایی باغ مظفر رو نقد کرده بود و در مورد تبلیغات و دیگر چیز های باغ مظفر با کم لطفی صحبت کرده بود.

    دوست داشتین مطلب با عنوان نگاهی به مجموعه باغ مظفر "بگذاریم احساس هوایی بخورد..." رو در صفحه ۱۰ درلینک پایین بخونید:

    بانی فیلم

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 20 | Topic : مطالب روزانه
    Wed 10 Jan 2007
    چهار شنبه ۲۰ دي ۱۳۸۵

    تهيه کننده اين مجموعه خبر داد :
    بعد از وقفه اي دو ماهه
    " باغ مظفر " در ايام نوروز هم پخش مي شود

    تهيه كننده مجموعه " باغ مظفر" گفت: باغ مظفر با يك داستان جديد در ايام نوروز پخش مي‌‏شود.
    "حميد آقا گليان " در گفت و گو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر ايلنا، با بيان اين مطلب افزود: داستان باغ مظفر در 42 قسمت خود به انتها مي‌‏رسد ؛ اين در حالي است كه با يك وقفه دو ماهه به مناسبت فرارسيدن در ماه محرم و صفر ، از اول فروردين ماه كه هم زمان با آغاز ماه ربيع الاول است مجموعه طنز باغ مظفر با يك داستان جديد تهيه و توليد مي‌‏شود.
    وي گفت: باغ مظفر نوروزي در 15 قسمت 45 دقيقه اي پخش‌‏ مي‌‏شود.
    گليان همچنين در رابطه با كاهش تعداد قسمت‌‏هاي مجموعه باغ مظفر از 45 قسمت به 42 قسمت گفت : پيش از اين قرار بود مجموعه باغ مظفر در 45 قسمت تهيه و توليد شود اما به سبب به وجود آمدن عارضه ديسك كمر مهران مديري و آغاز ماه محرم در اوايل بهمن ماه آن را در قسمت 42 به پايان خواهيم رساند.
    وي خاطرنشان كرد : تنها" رضا شفيعي جم" به دليل حضور در مجموعه نوروزي" رضا عطاران" در مجموعه نوروزي باغ مظفر نخواهد بود و باقي عوامل كار توليد مجموعه را دنبال خواهند كرد .

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 19 | Topic : مطالب روزانه
    Wed 10 Jan 2007
    اینم ۲ اهنگ با صدای مهران مدیری البته نمی شه دانلودشون کرد اما قابل گوش دادن هست.لذت ببرید.

    مهر وماه

    شب های برره

      <=اینم یه عکس همین جوری!!!!!!!

    تا بعد.یعنی همون بعداااااااااااااااااا مظفر خان!!!

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 18 | Topic : کلیپ
    Wed 10 Jan 2007

     

    مهران مديري در جشنواره فيلم پليس


        


        مهران مديري با انيميشن «فكر كرده زرنگه» در جشنواره فيلم پليس حضور دارد.
        به گزارش خبرنگار فارس،«مهران مديري» كه سريال «باغ مظفر» را در حال پخش دارد به عنوان صداپيشه،مدير دوبلاژ و طراح تيتراژ فيلم انيميشن «فكر كرده زرنگه» به كارگرداني «روانبخش صادقي» در بخش فيلم‌هاي 110 ثانيه‌اي دومين جشنواره فيلم پليس حضور خواهدداشت.
        «حسن امجدي مقدم» مدير بخش فيلم‌هاي صد و ده ثانيه‌اي دومين جشنواره فيلم پليس با اعلام اين خبر به خبرنگار فارس افزود: علاوه بر مديري و روانبخش صادقي ديگر عوامل اين فيلم از هنرمندان نام آشناي سينما و تلويزيون كشور هستند و هنرمنداني چون پيمان قاسم خاني به عنوان نويسنده فيلمنامه، فردين خلعتبري به عنوان آهنگساز ،مجيد صالحي و فلامك جنيدي به عنوان صداپيشه دراين فيلم نقش آفريني كرده‌اند.
        مسابقه فيلم‌هاي 110ثانيه‌اي با موضوع حقوق شهروندي همزمان با دومين جشنواره فيلم پليس از 18 تا 21 ديماه برگزار مي شود.

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 17 | Topic : مطالب روزانه
    Tue 9 Jan 2007
    به زودی کلیپ شماره ۴ که مختص اقای مدیری هست رو می ذارم.امید وارم که دانلود کنید و لذت ببرید.

    راستی یه مصاحبه با نادر سلیمانی (بردبار خان!) هم در راهه.

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 16 | Topic : مطالب روزانه
    Mon 8 Jan 2007
    تیتراژ سریال هم نفس که با صدای زیبای مهران مدیری هست و اهنگ سازی فردین خلعتبری.

    تیتراژ هم نفس

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 15 | Topic : کلیپ
    Mon 8 Jan 2007
     

    گالری شماره ۲ که یادگاری از قسمت های قبلی باغ مظفر است.

     

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 14 | Topic : گالری عکس
    Sun 7 Jan 2007
    بازم عید غدیر خم مبارک باشه! اینم عیدی دوم:

    لینک پایین ۴ کلیپ توپ از شب های برره داره. به یاد روز های خوش با برره ای ها البته الان هم روزهای خوبی با باغ مظفری ها داریم.

    کلیپ های شب های برره

     داستان این چهار کلیپ به شرح زیر است:

     گل یا پیچ(پوچ) برره ای!

     کل کل کردن دوبرره با یاورطغرل!

     بغلی بگیر برره ای یا همون پیژامه پارتی!

     طوطی و بقال به نقل از شیرفرهاد!

     

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 13 | Topic : کلیپ
    Sun 7 Jan 2007
    عید غدیر خم بر همه مبارک باشه! اینم یه عیدی توپ!

    همون طور که قول کلیپ داده بودم :

    لینک پایین 7 - ۸ تا کلیپ عالی و خیلی خوب از باغ مظفر داره . دیدن این کلیپ ها هم خالی از لطف نیست.

    کلیپ های باغ مظفر

     

     

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 12 | Topic : کلیپ
    Sun 7 Jan 2007

     

    مصاحبه با رادش بازیگر نقش حیف نون توسط بانی فیلم که خواندنش خالی از لطف نیست.

    مصاحبه با نصر...رادش(حیف نون)

     

      <= در حین ارتکاب جرم!!!!!!!

     

     

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 11 | Topic : مصاحبه
    Mon 1 Jan 2007
                  یک خبر توپ

    فردا یعنی دوشنبه دوازدهم دی ماه شبکه رادیویی جوان برنامه پارازیت ساعت ۱۰ تا ۱۱:۳۰ قرار است با مهران مدیری مصاحبه کند.

    حالا تا چه اندازه نیما رییسی و فرشید منافی(مجری های برنامه) و تهیه کننده این برنامه به قولشون عمل کنند خدا  می دونه!

    پس مصاحبه با اقای مدیری:

    فردا (دوشنبه دوازدهم دی ماه) - موج اف ام - رادیو جوان - برنامه پارازیت - ساعت ۱۰ تا ۱۱:۳۰ صبح

     

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 10 | Topic : مطالب روزانه
    Mon 1 Jan 2007

    تازه وارد در مجموعه مهران مدیری

    شفیعی جم به باغ مظفر پیوست

    شفیعی جم شنبه گذشته برای بازی در باغ مظفر قرارداد امضا کرد.

    به گزارش بانی فیلم رضا شفیعی جم بازیگر جدیدی است که اخیرا به مجموعه مهران مدیری پیوسته و دیروز تست گریم این بازیگر انجام شد.

    نقشی که شفیعی جم در این سریال ایفا خواهد کرد هنوز اعلام نشده،اما قرار است او به زودی جلو دوربین برود.نخستین قسمتی که او در آن حضور خواهد داشت تا پایان هفته جاری از تلویزیون پخش خواهد شد.

    به نظر می رسد تصمیم مدیری در دعوت از یکی از بهترین چهره های سال های اخیر طنز به دنبال منتفی شدن بازی جواد رضویان در مجموعه باغ مظفر صورت گرفته است.

    شفیعی جم در مجموعه اخیر نقطه چین و شب های برره نیز با مدیری همکاری داشت.ضمن اینکه خبرهایی درباره بازی او در مجموعه ویژه نوروز جواد رضویان(قرارگاه مسکونی)نیز شنیده می شود که البته هنوز از سوی دفتر تولید  آن تایید نشده است.

     

     

    -----------------------

    مهران مديري در گفت وگو با فارس:
    ترانه‌هاي «باغ مظفر»را بر اساس علاقه به «شجريان»خوانده‌ام
    خبرگزاري فارس: مهران مديري گفت: ترانه‌هايي را كه در مجموعه «باغ مظفر» خوانده‌ام بر اساس علايق شخصي خود به ويژه علاقه به استاد شجريان خوانده‌ام.

    مهران مديري در گفت وگو با خبرنگار فارس گفت: تصنيف «زمن نگارم ... » يك تصنيف قديمي است. تصنيفي قديمي كه آهنگساز آن غلامحسين درويش است و شعر آن را ملك الشعراي بهار،سراينده ترانه معروف مرغ سحر سروده است.
    وي در ادامه گفت:يكي از بازخواني‌هاي موفق اين تصنيف توسط استاد محمدرضا شجريان، در آلبوم «آهنگ وفا» خوانده شده است و من با تكرار آن پايم را در كفش بزرگان كرده‌ام و اين جسارت فقط به علاقه شخصي من به استاد شجريان بر مي‌گردد و هيچ علت ديگري ندارد و در برخي از سكانس‌ها هم آهنگ‌هايي از همايون شجريان پخش شد كه آن هم دوباره به علاقه شخصي من به اين هنرمندان بود.
    مهران مديري در ادامه گفت: قصد ندارم آهنگ‌هايي را كه در مجموعه «باغ مظفر» خوانده‌ام را در آلبومي مجزا روانه بازاركنم.

     

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 9 | Topic : مطالب روزانه
    Thu 28 Dec 2006

    درباره سريال «باغ مظفر» و خوبي هايش

                                                  خدايا مديري و دوستانش را از ما نگير

    مجتبي پورمحسن

    مهران مديري و دار و دسته اش بار ديگر به تلويزيون برگشته اند تا شب هاي زمستاني مردم ايران را پر کنند. احتمالاً شب يلداي امسال در کنار آجيل و ميوه و فال حافظ، «باغ مظفر» مهمان مشترک همه خانه هاي ايراني بود. بيش از يک دهه است که مديري سردمدار برنامه هاي طنز تلويزيوني است و در اين سال ها فراز و نشيب بسيار داشته است اما در حالي که گروه هاي طنز بسياري به تلويزيون آمده اند و کارشان گرفته نگرفته نتوانستند همگام با سليقه مخاطب پيش بيايند مهران مديري هميشه توانسته رگ خواب مخاطبش را به دست داشته باشد. او اگرچه چندبار به خاطر ساخت برنامه هاي ضعيف از خودش فاصله گرفت اما غالباً خيلي زود متوجه نقص کار خود شده و با مجموعه يي قوي خاطره کار ضعيفش را از ذهن تماشاگر پاک کرده است. باغ مظفر را اما مي توان يکي از بهترين آثار مهران مديري دانست. اين کارگردان باتجربه در مجموعه هر شبه اخيرش يک سروگردن بهتر از کارهاي قبلي اش نشان داده است. به دلايل متعدد «باغ مظفر» بهترين تجربه مديري و دار و دسته اش است. در زير به صورت اجمالي به اين دلايل مي پردازيم.


    نوآوري در قصه

    پس از تجربه موفق «پاورچين» و سريال نسبتاً ناموفق «نقطه چين»، «شب هاي برره» اين گمان را تقويت کرد که شايد گروه نويسندگي مديري به سرپرستي پيمان قاسم خاني به تکرار رسيده اند و توان خلق قصه جديدي را ندارند. فاصله کوتاهي که از نظر زمان پخش بين سريال هاي اين گروه وجود داشت سبب مي شد امکان بازيابي ذهني و بروز خلاقيت به حداقل برسد. اما در مجموعه «باغ مظفر» گروه نويسندگي سوژه بکري را انتخاب کردند. آنها بالاخره «برره» را کنار گذاشتند و اين بار دوره زماني رئاليستي تري را انتخاب کردند. اگرچه «باغ مظفر» سرشار از تناقضات زماني است (که به آن خواهيم پرداخت) انتخاب دوره قاجار وجه فرهنگي کار را بيشتر کرده است. دوره قاجار از يکسو دست نويسندگان را براي انتقاد باز گذاشته و از سوي ديگر خصوصيات اخلاقي شاهان و خان ها در دوره قاجار چنان بوده که قابليت به طنز کشيدن دارند. از نظر ساختاري نيز قصه «باغ مظفر» با کارهاي قبلي متفاوت است. معمولاً در کارهاي مديري در چند قسمت اول شخصيت ها معرفي مي شدند و بعد در هر قسمت براي آنها اتفاقاتي مي افتد که قصه مخصوص به همان قسمت را خلق مي کند. اما در «باغ مظفر» قصه به صورت سريالي و نه مجموعه يي دنبال مي شود. يعني سرنوشت «مظفرخان»، خان قلهک و پسرعمويش «منصور» و باغي که آنها دارند در تمام قسمت ها سوژه اصلي سريال است. نکته ديگر فاصله گرفتن از تکيه کلام هاي مرسوم برنامه هاي طنز است. با توجه به اينکه قصه در دوره قاجار مي گذرد سعي شده که فاصله گذاري بين دوره قاجار و فضاي امروزي ايجاد طنز کند. تماشاي چهره مهران مديري در نقش «مظفرخان» که همچون شاهان قاجار تمام حرف هايش را در صيغه جمع بيان مي کند به اندازه کافي خنده آور است. در سريال «باغ مظفر» شخصيت ها داراي بار تاريخي هر چند طنزآميز هستند. قراردادن باغي متعلق به دوره قاجار در تهران امروزي پارادوکسي است که توانسته پتانسيل مناسبي براي شکل گيري قصه يي طنز باشد. اما اين تناقض سبب نشده به جايگاه تاريخي تيپ هاي مورد استفاده شده خدشه يي وارد شود. «حيف نان» و «پسته» نمونه بسيار خوبي از تيپ نوکران دوره قاجار هستند. تماشاي موقعيت کميک «حيف نان» کمک زيادي به درک شرايط تاريخي دوره قاجار توسط تماشاگر مي کند. هر چه از قسمت هاي ابتدايي سريال مي گذريم روابطي که در زمان اکنون معنا مي يابند بر روابط دوران تجربي مي چربند و اين شايد نيازي باشد که مخاطب بر گروه سازنده تحميل کرده باشد. فقط اميدوارم کار به جايي نرسد که از دوران قاجار فقط لباسي در تن «مظفرخان» باقي بماند.

    بداعت در کارگرداني و اجرا

    يکي از دلايل شهرت مهران مديري به خاطر خط شکني هاي او در کارگرداني تلويزيوني است. او با تکيه بر «فاصله گذاري» منحصر به فردش توانست مخاطب را هم در بازي شريک کند. هنوز هم خيلي ها وقتي نام مديري را به زبان مي آورند به طور ناخودآگاه سعي مي کنند همچون او، به دوربين خيالي زل بزنند. اين نوع کار به امضاي مهران مديري تبديل شد. اما شکل جديدي از فاصله گذاري در «باغ مظفر» ديده مي شود که اين کار مديري را برجسته تر از کارهاي قبلي اش کرده است. مديري اول به عنوان راوي در تصوير تلويزيون ظاهر مي شود تا با اين نوع کلاسيک قصه گويي به ايجاد فضايي تاريخي کمک کند. اما حضور ناگهاني يکي از شخصيت هاي سريال در کنار راوي و حتي گفت وگويي که بين شخصيت ها و راوي انجام مي شود موقعيت طنز آميزي ايجاد مي کند. اما نکته يي که شايد چندان به چشم نيايد اما خودکار بديعي به نظر مي رسد، پخش پشت صحنه و برداشت هاي کنار گذاشته شده در انتهاي هر قسمت است. به نظر من اين صحنه ها تکميل کننده فاصله گذاري جديدي است که مديري در اين کارش ايجاد کرده است. اگرچه در سريال هاي قبلي مديري هم پشت صحنه ها در پايان هر قسمت پخش مي شد اما يقيناً چنين کارکردي نداشت. استفاده از اشکال مختلف فاصله گذاري در «باغ مظفر» اين تکنيک را به محور اجراي کار تبديل کرده است.


    شخصيت پردازي

    من يکي از مخالفان «شب هاي برره» بودم چرا که معتقدم طنز آن مجموعه بر مجعول ساختن کلام استوار بود. چيزي که در هر شرايطي، وقتي از تلويزيون ديده و شنيده شود خنده آور است و نشان دهنده هنر سازندگان نيست. خيلي ها از شخصيت روزنامه نگار سريال «شب هاي برره» به عنوان نقطه قوت سريال نام برده اند اما به چشم آمدن شخصيت کيومرث صرفاً به خاطر خصوصيات سلب شده از شخصيت هاي ديگر بود. در حالي که در «باغ مظفر» شخصيت ها داراي هويت هستند. هويتي که ريشه اجتماعي تاريخي عميقي دارد. «مظفرخان» از نوادگان خان هاي دوران قاجار بي خيال تغييرات سياسي، اجتماعي و فرهنگي همچنان مي خواهد خاني باقي بماند که بر رعيت حکمراني کند. تهران اگر نشد مظفر مي خواهد لااقل در خانه اش «خان» باقي بماند. کامران خان زاده يي است که در شرايط جديد زندگي حل شده و قواعد زندگي پس از قاجار را پذيرفته است. او نه تنها علاقه يي به سنت هاي خانوادگي ندارد که اين رسوم را مانعي بر سر زندگي خودش مي داند. «فروغ» به خوبي نقش تاريخي زنان را در خاندان قاجار نشان مي دهد. نمي دانم چرا نفوذ «فروغ» بر مظفر مرا به شدت به ياد نفوذ مادر ناصرالدين شاه بر او و سرنوشت اميرکبير مي اندازد. به طور کل شخصيت پردازي و تطبيق شان با خط سير داستاني يکي از نکات قوت سريال «باغ مظفر» به شمار مي رود. قطع ناگهاني پخش «شب هاي برره» پس از ماه محرم سال گذشته، کنجکاوي درباره کار جديد مهران مديري را بيشتر کرد. با توجه به اينکه در شب هاي زمستان، تلويزيون ميزبانان بيشتري دارد، قوت نسبي «باغ مظفر» کافي بود تا اين سريال به پربيننده ترين برنامه تلويزيون تبديل شود. از قضا مهران مديري و دوستانش قدر اين فرصت را دانسته اند و با کار کردن بر شخصيت هاي جذاب سريال يعني «منصور» و «حيف نان» توجه مخاطب را بيش از قبل جذب کرده اند. «باغ مظفر» هم نظر کساني را که پاي ثابت برنامه هاي خنده دار تلويزيون هستند جلب کرده و هم آن دسته از متفاوت انديش هايي (اگر نگوييم روشنفکر) را پاي تلويزيون کشانده است که دائماً تلويزيون را به خاطر کيفيت پايين آثارش زير سوال مي برند. (گيرم که ظاهراً به اين يکي هم بد و بيراه بگويند.) پس از پخش سريال «نرگس» و اعلام نظر مسوولان شبکه سوم درباره ادامه توليد سريال هايي مثل اين و عدم رضايت مخاطبان از بسياري از برنامه هاي نودشبي طنز، به نظر مي رسيد بايد قيد مهران مديري و دوستانش را زد. اما آنها آمده اند و به خوبي توانسته اند مردم را بخندانند. خنداندن مردم شايد يکي از شريف ترين کارهاست. مهران مديري و دوستانش حالا لابد خوب مي دانند که ديگر نيازي ندارند مثلاً تحصن نمايندگان مجلس ششم را مسخره کنند. محبوبيت به سختي به دست مي آيد و به آساني از دست مي رود. مهران مديري و دوستانش ما را مي خندانند. اين هنر کمي نيست. خدايا مديري و دوستانش را از ما نگير.


    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 6 | Topic : مطالب روزانه
    Thu 28 Dec 2006
    خدا رو شکر به خیر گذشت.

    خدا را شكر امروز دكتر برزو از ايشان  ويزيت به عمل اوردنند  كاملا بايد با احتياط تمام  و فشار كاري كم كار را دنبال كنند تا پخش تمام شود براي علاقمندان حضور جواد رضويان فكر ميكنم كه تا چند روز اينده سر و كله اش پيدا شود .

     

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 5 | Topic : مطالب روزانه
    Tue 26 Dec 2006
      مهران فرزند آخر خانواده مديري‌ها
        
        
        مهران مديري كارگرداني كه اين شب‌ها با باغ مظفر مهمان خانه‌هاي مردم است يكي از كارگردان‌هاي موفق تلويزيون و كارهاي متفاوت و طنزهاي روتين او زبانزد خاص و عام است. نوآوري و ارائه كارهاي متفاوت او باعث شده تا بينندگان فراواني با اسم او پاي تلويزيون بنشينند.مهران مديري، بازيگر و كارگردان توانايي است كه در قلب ها تك تك ايرانيان راه پيدا كرده، چه او را از جعبه جادويي ببينيد،‌چه نبينيد... از او چه مي‌دانيد.

        • متولد دي‌ماه سال 1340، پدر و مادرش اراكي هستند اما او در تهران به دنيا آمد.
        • پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگ‌تر از خود دارد.
        • بزرگ‌ترين برادرش از پيانيست‌هاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
        • از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش مي‌داد. او يكي از كامل‌ترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
        • در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او مي‌رفت و تمام كتاب‌هاي نقاشي‌اش را زير و رو مي‌كرد.
        • برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي مي‌كند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
        • اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
        • همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
        • در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفه‌اي‌اش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.
        • همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضاي خانواده‌اش بهترين كارشناسان و منتقدان كارهايش هستند.
        • با مدرك ديپلم علوم انساني سال 1361 به راديو رفت و در اين رسانه ملي به فعاليت پرداخت.

        • مدت شش، هفت سال گوينده و بازيگر يكي از مجموعه‌هاي پرطرفدار راديو به نام «داستان شب» بود.
        • همزمان با كار راديو از فعاليت‌هاي تئاتر غافل نمي‌شد و چند نمايش را به روي صحنه داشت، كار گويندگي باعث كامل شدن صداي او شد.
        • سال 1366 اولين تئاتر طنزش را بازي كرد. اين تئاتر كه «پانسيون» نام داشت در تئاتر مولوي روي صحنه رفت.
        • در اواخر 1371 در نمايشي در نياوران، نصرا... رادش، سليماني‌فرد و صيادي را كشف كرد كه بعدها در بسياري از كارها با او همكاري داشتند.
        • گروه مديري به سرعت به شهرت رسيد. در سال 1372 با داريوش كاردان اولين برنامه نوروزي خود را ساخت.
        • در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراواني از سوي مردم روبه‌رو شد.
        • ساعت خوش يكي از بهترين و پربيننده‌ترين برنامه‌هاي طنز تلويزيوني شد اما به دليل مشكلاتي كه به وجود آمد برنامه تعطيل شد.
        • با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشيه‌ها مديري هرگز اسير حواشي مطبوعات و شايعه‌هاي فراوان نشد و كارش را ادامه داد.
        • از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشيد و بسيار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.
        • فيلم ديدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازي مهران مديري ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.
        • اوايل دهه 70 از راديو به تلويزيون رفت و در تلويزيون اولين كارهاي او «نشانه‌هاي نور» و «باغ گيلاس» بودند.
        • مردم كه تا آن زمان با صداي او آشنا بودند در باغ گيلاس با چهره‌اش نيز آشنا شدند. او در اين سريال تا حدودي به شهرت رسيد.
        • در سال 1371 وارد سينماي حرفه‌اي شد. در «ديگه چه خبر» دستيار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگرداني تهمينه ميلاني.
        • با نوروز «77» دوباره به جعبه جادويي برگشت اولين تصويرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهايش كاملا سفيد شده بود.
        • با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ايران را پاي تلويزيون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوري‌هاي پايان‌ناپذيرش است.
        • علت موفقيت او ارائه شيوه جديد مجري‌گري و بازيگري و حضور توامان نقش و واقعيت است، با يك دوربين غوغا كرد و به

    شيوه تئاتري كار را بدون قطع مي‌گرفت.
        • اولين كسي است كه طرح برنامه‌هاي نود قسمتي و روتين را اجرا كرد. او اعتقاد دارد بايد با مردم صادق و روراست بود.
        • هنوز هم خيلي‌ها از سوژه‌ها و ايده‌هاي او كپي‌برداري مي‌كنند. مديري در موسيقي و خوانندگي هم دستي‌ بر آتش دارد. حتي كنسرت هم اجرا كرده و تيتراژ شب‌هاي برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.
        • او اولين برنامه‌سازي است كه پشت صحنه كارهايش را به مردم نشان داد.
        • صداقت را بزرگ‌ترين صفت آدمي مي‌داند. او معتقد است چرا مردم نبايد حقايق، اشتباهات و تپق‌هاي ما را ببينند.
        • متاهل است و صاحب يك پسر و يك دختر است.
        • در كارش بسيار جدي است و براي كارش زمان مي‌گذارد به طوري كه در طول يك كار كمتر مي‌تواند به خانواده‌اش سر بزند و آنها را ببينند.
        • سال 1378 اولين كاست دكلمه او به بازار موسيقي آمد.
        • «از روي سادگي» اولين آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبه‌رو شد.
        • آشنايي با حميد و مجيد آقاگليان زندگي حرفه‌اي او را عوض كرد و با پاورچين به خلق شاهكاري بدون تكرار رسيد.
        • با جايزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مديريت هر كاري را دارد.
        • تنها بازيگر و سازنده تاريخ نمايش ايران است كه صرف نامش در اثري، مردم را پاي تلويزيون ميخكوب مي‌كند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقيت خواهد شد.

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 4 | Topic : بیوگرافی
    Tue 26 Dec 2006

    » Posted by مظفرخان - منصور خان at | | Post ID 3 | Topic : گالری عکس

    HOME | RSS | Archive | Theme | Contacts US

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2007-2008 © by modiriclassic.blogfa.com

    This Weblog Design By babak akbarpoor @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM